نتورک مارکتینگ -بازاریابی شبکه ای
راهی برای ثروتمند شدن

️داستان جذاب تاسیس یکی از بزرگترین دانشگاه های جهان + سه درس راهبردی



خانمی با لباس کتان راه راه وشوهرش با کت وشلوار دست دوز و کهنه در شهر بوستن از قطار پایین آمدند و بدون هیچ قرار قبلی راهی دفتر رییس دانشگاه هاروارد شدند.

منشی با خودش فکر می کرد این زوج روستایی هیچ کاری در هاروارد ندارند و احتمالاً اشتباهی وارد دانشگاه شده اند.



مرد به آرامی گفت: «مایل هستیم رییس را ببینیم.» منشی با بی حوصلگی گفت: «ایشان امروز گرفتارند.» خانم جواب داد: « ما منتظر خواهیم شد.»

منشی ساعتها آنها را نادیده گرفت و به این امید بود که بالاخره دلسرد شوند و پی کارشان بروند. اما این طور نشد. منشی که دید زوج روستایی پی کارشان نمی روند سرانجام تصمیم گرفت برای ملاقات با رییس از او اجازه بگیرد و رییس نیز بالاجبار پذیرفت.



رییس با اوقات تلخی آهی کشید و از دل رضایت نداشت که با آنها ملاقات کند.

به علاوه از اینکه اشخاصی با لباس کتان و راه راه وکت وشلواری دست دوز و کهنه وارد دفترش شده،

خوشش نمی آمد.خانم به او گفت: ما پسری داشتیم که یک سال در هاروارد درس خواند.



وی اینجا راضی بود. اما حدود یک سال پیش در حادثه ای کشته شد. شوهرم و من دوست داریم بنایی به یادبود او در دانشگاه بنا کنیم.

رییس با ناراحتی گفت: خانم محترم ما نمی توانیم برای هرکسی که به هاروارد می آید و می میرد، بنایی برپا کنیم. خانم به سرعت توضیح داد: آه نه، نمی خواهیم مجسمه بسازیم.

فکر کردیم بهتر باشد ساختمانی به هاروارد بدهیم. رییس لباس کتان راه راه و کت و شلوار دست دوز و کهنه آن دو را برانداز کرد و گفت: یک ساختمان!

می دانید هزینه یک ساختمان چقدر است؟

ارزش ساختمان های موجود در هاروارد هفت و نیم میلیون دلار است. خانم یک لحظه سکوت کرد. رییس خشنود بود. شاید حالا می توانست از شرشان خلاص شود.

زن رو به شوهرش کرد و آرام گفت: آیا هزینه راه اندازی دانشگاه همین قدر است؟

پس چرا خودمان دانشگاه راه نیندازیم؟ شوهرش سر تکان داد.

رییس سردرگم بود. آقا و خانم لیلاند_استنفورد بلند شدند و راهی کالیفرنیا شدند، یعنی جایی که دانشگاهی ساختند که تا ابد نام آنها را برخود دارد. دانشگاه استنفورد از بزرگترین دانشگاههای جهان، یادبود پسری که هاروارد به او اهمیت نداد...



️تحلیل و تجویز راهبردی:

1- توانمندی ها و قابلیت های انسان زبان ندارند. بنابراین نهفته هستند. پس بهتر است که همیشه فرض کنیم انسانی با مجموعه ای از توانمندی های نهفته پیش روی ما نشسته است. دست کم این است که هیچگاه به او بی احترامی نمی کنیم. شاید کارمند جوان و لاغر اندامی که هم اکنون پیش روی شما نشسته است صاحب بهترین ایده کسب وکاری در چند سال اخیر باشد!



2- در صورتی که با شما برخورد نامناسبی شد و شما طرد شدید. اصلا به فکر انتقام نباشید. بهترین روش انتقام گرفتن این است: کاری که دیگران می گویند و می گفتند نمی توانید را انجام دهید، به بهترین شکل ممکن انجام دهید. انرژی خود را در جهت ساختن و نه تخریب و انتقام هدایت کنید!



3- همیشه از خود بپرسید با این منابعی که دارم بهترین کاری که می توانم انجام دهم چیست؟ [منظور از منابع، دانش، پول، اعتبار، روابط، اطلاعات، زمین، نیروی انسانی و .... هر چیزی است که می تواند خلق ارزش کند] از خود بپرسید اگر همین منابع در اختیار دیگری بود با این منابع چه می کرد؟ آنگاه دریچه ای از ایده های خلاقانه پیش روی شما گشوده خواهد شد.



#سه_درس_راهبردی

#استنفورد

#ستاره_های_نتورک_ایران



سِتـــــــــــــــــاره هــــــــــای نِتــــــــــــــــــــــورك ایــــــــــران‌‌





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 3 بهمن 1395 :: نویسنده : رامین رهنما

هنگامی كه سر امام حسین بر سر نیزه بود چه آیه ای را تلاوت نمودند؟⁉️



آنچه كه از تاریخ نقل شده این است كه سر بریده و مقدس حضرت ابی عبدالله الحسین(ع) به هنگامی كه در شهر دمشق عبور داده می شد ، آیه 9 سوره كهف را تلاوت می كرد: «ام حسبت ان اصحاب الكهف والرقیم كانوا من آیاتنا عجبا؛ آیا پنداشته ای كه یاران آن غار و آن سنگ نبشته از نشانه های شگفت ما بوده اند؟»

در روایتی آمده است كه هنگامی كه سر امام حسین(ع) را از درختی آویزان كرده اند، از آن سر صدای خواندن آیه«سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ»شنیده شد.

ودر گزارشی دیگر، در دمشق ، صدای خواندن «لا قوه الا بالله» و«أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِیمِ كانُوا مِنْ آیاتِنا عَجَباً»شنیده شد. زید بن ارقم وقتی این صداها را شنید گفت: ای فرزند پیامبر خدا! كار تو بسیار شگفت است.(1)

شیخ عباس قمی ، قرائت قرآن توسط سر امام حسین(ع) را به این صورت آورده است:

قطب راوندی از منهال بن عمرو روایت كرده است كه گفت: به خدا سوگند كه در دمشق بودم، سر مبارك امام حسین(ع) را بر سر نیزه كرده بودند و در پیش روی آن جناب، كسی سوره كهف می خواند. چون به این آیه رسید:«أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِیمِ كانُوا مِنْ آیاتِنا عَجَباً»به قدرت خدا سر مقدس سید الشهداء(ع) به سخن درآمد و به زبان فصیح گویا، گفت: امر من از قصه اصحاب كهف عجیب تر است.(2)



پی نوشت:

1. مجلسی، بحارالانوار، ج 45، ص 304.

2.قمی ، منتهی الآمال، ج 1، ص 783







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 3 بهمن 1395 :: نویسنده : رامین رهنما


جسارت یا حقارت؟!


➕دو تا دانه توی خاك حاصلخیز بهاری كنار هم نشسته بودند.



دانه اولی گفت: «من می خواهم رشد كنم! من می خواهم ریشه هایم را هر چه عمیق تر در دل خاك فرو كنم و شاخه هایم را از میان پوسته زمین بالای سرم پخش كنم... من می خواهم شكوفه های لطیف خودم را همانند بیرق های رنگین برافشانم و رسیدن بهار را نوید دهم... من می خواهم گرمای آفتاب را روی صورت و لطافت شبنم صبحگاهی را روی گلبرگ هایم احساس كنم!» و بدین ترتیب دانه روئید.



دانه دومی گفت: «من می ترسم. اگر من ریشه هایم را به دل خاك سیاه فرو كنم، نمی دانم كه در آن تاریكی با چه چیزهائی روبرو خواهم شد. اگر از میان خاك سفت بالای سرم را نگاه كنم، امكان دارد شاخه های لطیفم آسیب ببینند... چه خواهم كرد اگر شكوفه هایم باز شوند و ماری قصد خوردن آنها را كند؟ تازه، اگر قرار باشد شكوفه هایم به گل ننشینند، احتمال دارد بچه كوچكی مرا از ریشه بیرون بكشد. نه، همان بهتر كه منتظر بمانم تا فرصت بهتری نصیبم شود.» و بدین ترتیب دانه منتظر ماند.



مرغ خانگی كه برای یافتن غذا مشغول كند و كاو زمین بود دانه را دید و در یك چشم بر هم زدن قورتش داد.



➕ آن عده از انسان ها كه از حركت و رشد می ترسند، به وسیله زندگی بلعیده می شوند.



@networkplus_channel





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 3 بهمن 1395 :: نویسنده : رامین رهنما

دانستنیهـــــــــاے مهـــــ ـــــدویت



دانش حضرت ولی عصر (عج)


✅براى درك موقعیت علمى امام و مقام پر ارج حضرت صاحب الامر (علیه السلام) كه آخرین حجّت خداوند است به احادیث چندى اشاره مى كنیم:


پیامبر (ص) دوازده نفر از اهل بیت من، خداوند علم و فهم و حكمت مرا به آن ها عطا فرموده، و آن ها را از خاك و گل من آفریده است.


أمیرالمؤمنین على (علیه السلام) فرمود:

"علم مرگ و میرها به ما داده شده، علم تأویل و تنزیل و حل و فصل خصومت ها به ما عطا گردیده، علم حوادث و وقایع به ما داده شده و هرگز چیزى از ما پوشیده نمى ماند." و در حدیث دیگرى مى فرماید:

"آسمان ها و زمین در نزد امام، همچون كف دست اوست، ظاهر و باطن آن ها را مى فهمد و نیك و بد آن ها را مى شناسد."

امام باقر (علیه السلام) مى فرماید: دیدگان امام به خواب مى رود ولى قلبش "همیشه بیدار است... از پشت سر همچون پیش رو مى بیند، و فرشتگان پیوسته با او سخن مى گویند تا زمانى كه روزگار او به سر آید. "

و نیز درباره ى علم و دانش حضرت مهدى (علیه السلام) مى فرماید:

"علم به كتاب خدا و سنّت پیامبر (صل الله علیه و اله) در دل مهدى ما، همچون زراعت مى روید، پس اگر كسى از شما باقى بماند تا زمانى كه آن حضرت را درك كند، باید به هنگام سلام دادن به وى بگوید:

[السلام علیكم یا اهل بیت الرحمة والنبوة و معدن العلم وموضع الرسالة]."

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

«همه دنیا همانند یك حبّه گردو در برابر امام، نمایان است و چیزى از آن بر او پوشیده نیست. از هر طرف بخواهد در آن تصرف مى كند، آن چنان كه یكى از شما در سفره اى كه در برابرتان گسترده است، از هر طرف بخواهد دست مى برد و از آن بهره مى گیرد.»

و در حدیث دیگرى مى فرماید: امام هنگامى كه در شكم مادر است مى شنود... و چون به امامت رسید، خداوند براى او عمودى از نور بر مى افرازد كه به وسیله ى آن، اعمال مردم هر شهرى را مى بیند.

و درباره ى علم حضرت مهدى (علیه السلام) مى فرماید:

«هنگامى كه امور به دست حضرت صاحب الامر (علیه السلام) برسد، خداى تبارك و تعالى، هر زمین پستى را براى او بالا مى برد، و هر زمین بلندى را پایین مى آورد تا این كه همه ى جهان همانند كف دست او، برایش آشكار شود. »

از مجموع این روایات، پى به عظمت حضرت مهدى (علیه السلام) و علم و دانش او مى بریم.


الفبای مهدویت؛ مجتبی تونه ای



ألـلَّـھُــــــمَــ ؏ َـجــــــــــِّـلْ لِوَلــــــیِـڪْ ألــــــــــْـفـــــَـرَج



#دانستنیهای_مهدویت

ا___________________





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 3 بهمن 1395 :: نویسنده : رامین رهنما

برگرفته شده از کتاب

#بیندیشید_و_ثروتمند_شوید

نویسنده : #ناپلئون_هیل

مترجم : #مهدی_قراچه_داغی



#چرا_اشخاص_به_ندرت_قبل_از_چهل_سالگی_موفق_میشوند



من با تحلیل و بررسی بیش از 25000 نفر دریافتم به ندرت اشخاص قبل ا ز 40 سالگی

موفق میشوند. بسیار از آنها بعد از 50 سالگی به این مهم میرسند, این موضوع به قدری برای من جالب بود که تصمیم گرفتم درباره ی علل آن بررسی دقیق کنم.



دریافتم علت اینکه اغلب اشخاص موفق قبل از 40 یا 50 سالگی به این مهم نرسیده اند این است که اغلب قبل از این سن و سال متوجه نمیشوند که نیروی جنسی میتواند در شکل و شمایلی غیر فیزیکی متجلی گردد.



اغلب مردان به این توجه ندارند که میل جنسی امکانات دیگری نیز در خود دارد که به مراتب از ابراز جنسی بیشتر است. اغلب اشخاص زمانی به این مهم میرسند که سالهای عمر خود را درست در زمانی که نیروی جنسی بسیار قوی است( 40 تا 50 سالگی) از دست داده اند. بسیاری از این اشخاص در موقعیتی بوده اند که میتوانستند آن را سودمندتر در کانالهای مناسبتری هدایت کنند.



میل ابراز جنسی تا حدود زیاد قویترین هیجانات انسانی است و به همین دلیل وقتی به درستی آن را به عمل تبدیل کنیم و آن را صرفا به صورت فیزیکی بروز ندهیم میتوانیم برای رسیدن به موفقیت های سطح بالا از آن استفاده کنیم.

@vivamlmbook





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 3 بهمن 1395 :: نویسنده : رامین رهنما

‏قدیما خونه‌مون تا خونه‌ی بابابزرگم تقریبا فاصله‌ش زیاد بود. همیشه با تاکسی میرفتیم اون ج، بعضی اوقات که خیلی پسر خوبی بودم مامان به عنوان جایزه اجازه می‌داد که کل مسیر رو با دوچرخه‌ی قرمزم بیام و خودشم با مهربونی زیادش پیاده پا به پام می‌اومد. بین این مسیری که می‌رفتیم یه خیابون تختی بود که شیب نسبتا تندی داشت.

تازه دوچرخه سواری رو یاد گرفته بودم، هنوز با اون دو تا کمکاش راه می‌رفتم. یه روز تو راه برگشت، تو شیب اون خیابون تصمیم گرفتم از دوچرخه‌م پیاده نشم و سواره ردش کنم. چند لحظه بعد از حرکت شیب خیابون دوچرخه‌م رو گرفت و ترس هم منو. یادمه که هیچ کاری نمی‌کردم و فقط داد می‌زدم. سرعتم زیاد نبود اما برای ترسیدن یه بچه هفت ساله اون مقدار سرعت کاملا کافی بود. یه چند متری که رفتم جلوتر چشمامو بستم و خودمو تسلیم کردم....

تا حالا تسلیم شدین؟



بعد از چند ثانیه یهو همه چی ثابت شد. چشمامو باز کردم دیدم یه مرد واستاده وسط دوچرخه‌م و فرمونم رو دو دستی گرفته و نگه‌ام داشته. نگاش كردم، نگاش یادمه. یه لب‌خند بهم زد و گفت: «پسر بعدها شیب‌های تندتر از این تو مسیر زندگی‌ت وجود داره، سرعت تو هم بیش‌تر از اینا می‌شه. با چشم بسته نمی‌تونی ردشون کنی. نترس! چشمات رو همیشه باز نگه دار. شاید اون روز دیگه کسی مث من نباشه که نگهت داره. و اون جاست كه فقط خودت می‌مونی و خودت.»

سال‌های زیادی گذشته، اما اگه الان داری اینو می‌خونی، خواستم بگم که الان به اون جاییش رسیدم که خودمم و خودم. همین.



چشمات رو همیشه باز نگه دار



@drgilaki

@drgilaki





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 3 بهمن 1395 :: نویسنده : رامین رهنما

فرزندان حضرت علی (ع) بنابر آنچه که ابن سعد در طبقات #1 و بلاذری در انساب الاشراف #2 آورده است عبارتند از:


1 امام حسن (ع) و امام حسین (ع) و محسن و زینب کبری و ام کلثوم کبری که مادرشان فاطمه دختر رسول خدا می باشد.محسن در جریان حمله به خانه حضرت زهرا و آتش زدن آن سقط شد، زینب به عقد عبدالله بن جعفر بن ابی طالب درآمد و ام کلثوم زوجه عمر بن خطاب شد.


2 محمد بن علی معروف به محمد بن حنفیه که مادرش خوله دختر جعفر بن قیس بن مسلمه بن ثعلبه بن یربوع بن ثعلبه بن الدول بن حنفیه بن لجیم بن صعب بن علی بن بکر بن وائل بوده است.


3 عبید الله بن علی که توسط مختار فرزند ابوعبید در منطقه ای در ناحیه دشت میشان خوزستان بنام مذار کشته شد.و ابوبکر بن علی که در کربلا به شهادت رسید. ایندو اولادی نداشتند.مادر این دو لیلی دختر مسعود بوده است.


4 عباس اکبر و عثمان و جعفر اکبر و عبد الله که در کربلا شهید شدند. مادر اینها ام البنین بوده است. (از عباس دو فرزند بنامهای عبیدالله و فضل متولد شد که نسل حضرت عباس از عبید الله باقی ماند) .


5 محمد اصغر فرزند علی که در کربلا به شهادت رسید. مادرش کنیز بوده است.


6 یحیی و عون که مادرشان اسماء بنت عمیس می باشد. (اسماء زن جعفر بوده و از او عبدالله بن جعفر متولد شد و آنگاه به عقد ابوبکر درآمد و محمد بن ابی بکر که از یاران علی (ع) بوده است حاصل این ازدواج بوده است و در نهایت به عقد حضرت علی در آمد) .


7 عمر اکبر و رقیه که مادرشان صهباء بوده است.


8 محمد اوسط پیر علی که مادرش امامه دختر ابوالعاص می باشد. (امامه دختر زینب می باشد و زینب دختر رسول خدا بوده است).


9 ام الحسین و رملة کبری که مادرشان ام سعید دختر عروة بن مسعود می باشد.


10 دختری به نام ام یعلی که در خردسالی از دنیا رفت، مادرش محیاة دختر امرء القیس بوده است. (امرء القیس در زمان عمر مسلمان شد، او سه دختر داشت که یکی از آنها بنام محیاة را به عقد علی (ع) در آورد و زینب را به عقد امام حسن (ع) و رباب را به عقد امام حسین (ع)، از زینب فرزندی متولد نشد ولی از رباب سکینه متولد شد که در کربلا حضور داشت) .


11 ام هانی و میمونه و زینب صغری و رملة صغری و ام کلثوم صغری و فاطمه و امامه و خدیجه و ام الکرام و ام اسلم و ام جعفر و جمانه و نفیسه دختران علی (ع) می باشند که مادران آنها کنیزان مختلف بوده اند.


همسران علی (ع)

نخستین همسر آن حضرت، حضرت فاطمه (ع) دخت گرامی پیامبر خدا بوده است.علی (ع) تا زمانی که فاطمه در قید حیات به سر می برد با کس دیگری پیمان زناشویی نبست.پس از وفات فاطمه، آن حضرت با امامه دختر ابو العاص بن ربیع بن عبد العزی بن عبد شمس که فرزند زینب دختر پیغمبر بود ازدواج کرد.ام البنین دختر حزام بن دارم کلابیه، زن دیگری بود که علی (ع) او را به عقد خود درآورد.پس از ام البنین، آن حضرت با لیلی دختر مسعود بن خالد النهشلیة تمیمه دارمیه ازدواج کرد و پس از وی با اسماء بنت عمیس خثعمی پیمان زناشویی بست.اسماء تا قبل از شهادت جعفر بن ابیطالب، همسر وی بود و پس از شهادت جعفر، ابو بکر او را به ازدواج خود درآورد و چون ابو بکر از دنیا رفت، علی (ع) او را به همسری خویش گرفت.یکی دیگر از همسران امیر المؤمنین (ع) ام حبیب دختر ربیعه تغلبیه و موسوم به صهبا بوده است .این زن از قبیله «سبی» بود که خالد بن ولید در عین التمر بر آنها حمله برده و ایشان را به اسیری گرفته بود.خوله دختر جعفر بن قیس بن مسلمه حنفی و یا به قولی دیگر خولة دختر ایاس از دیگر زنان آن حضرت بوده است.همچنین علی (ع) با ام سعد یا ام سعید دختر عروة بن مسعود ثقفی و نیز مخبأة دختر امری القیس بن عدی کلبی پیمان زناشویی بست.

فرزندان علی (ع)

مسعودی در مروج الذهب، شمار اولاد علی (ع) را به بیست و پنج تن رسانده است.شیخ مفید در کتاب ارشاد تعداد آنها را هفده تن از دختر و پسر دانسته و پس از آن گفته است: عده ای از علمای شیعه گویند که فاطمه پس از وفات پیامبر (ص) جنینی که پیامبر او را محسن نامیده بود سقط کرد.بنابر قول این عده، فرزندان آن حضرت هجده تن بوده اند.

ابن اثیر گوید: محسن در کودکی وفات یافته است.آیا این محسن که ابن اثیر از او نام برده غیر از آن محسنی است که مفید از آن یاد کرده؟ مسعودی و شیخ مفید فرزندان علی را همراه با ذکر محسن، نام برده و کسان دیگری همچون محمد اوسط و ام کلثوم صغرا بنت صغیر (دختر کوچک) و رملة صغرا را به شمار فرزندان امیر المؤمنین (ع) اضافه کرده اند.


اما با توجه به گفتارها و نوشتارهایی که از مورخان و علمای نسابه در دست داریم، چنین می نماید که فرزندان علی (ع) سی و سه تن بوده اند و شاید علت این رقم زیاد آن باشد که مورخان اسم و لقب هر یک از فرزندان را، جداگانه برای دو فرزند ثبت می کرده اند.در حالی که این دو اسم و لقب بر یک تن اطلاق می شده است.نام اولاد امیر المؤمنین علی (ع) به شرح زیر ذکر شده است:

1.حسن 2.حسین.3.زینب کبرا 4.زینت صغرا.که کنیه او کلثوم است.شیخ مفید گوید: مادر این چهار تن فاطمه بتول دختر پیامبر بزرگ اسلام بوده است.


5.ام کلثوم کبرا (ابن اثیر نام وی را با زینب کبرا آورده است).می توان میان قول مفید که زینب صغرا مکنی به ام کلثوم را ذکر کرده و نظر ابن اثیر و مسعودی که وی را ام کلثوم کبرا نامیده اند، جمع به عمل آورد و به این ترتیب که نام وی به نسبت زینب کبرا، زینب صغرا و به نسبت ام کلثوم صغرا که بعدا نام او را ذکر خواهیم کرد و از مادری غیر از حضرت فاطمه به دنیا آمده، ام کلثوم کبرا بوده است.


6.محمد اوسط، مادر وی امامه دختر ابو العاص بوده است.شیخ مفید و مسعودی متذکر نام او نشده اند.


7، 8، 9، 10.عباس، جعفر، عبدالله، عثمان که همگی جزو شهدای کربلا بوده اند.مادر این چهار تن ام البنین کلابی است که مسعودی وی را ام البنین دختر حزام وحیدیة معرفی کرده و عثمان را در شمار این چهار تن ذکر نکرده است.


11.محمد اکبر، مکنی به ابو القاسم و معروف به ابن حنفیه که مادر وی خوله حنفی بوده است .


12.محمد اصغر مکنی به ابو بکر، بعضی از مورخان پنداشته اند که ابو بکر و محمد اصغر نام دو تن از فرزندان علی بوده ولی ظاهرا چنین برمی آید که این هر دو، نام یک تن باشد.


13.عبد الله و عبید الله که هر دو در کربلا به شهادت رسیده اند.مادر این دو تن لیلی دختر مسعود نهشیلی است.


14.یحیی که مادر وی اسماء بنت عمیس است.


15، 16.عمر و رقیه که دوقلو بوده اند.مادر این دو ام حبیب، صهبا، دختر ربیعه تغلبی است .عمر هشتاد و پنج سال زندگی کرد.


17، 18، 19.ام الحسن و رمله کبرا و ام کلثوم صغرا، مادر ایشان ام سعد دختر عروة بن مسعود ثقفی است.شیخ مفید و مسعودی تنها به ذکر نام ام الحسن و رملة بسنده کرده اند و آن را با ذکر کلمه کبرا آشکارتر نساخته اند.


20.دختری که در کودکی جان سپرده است.مادر وی مخباة کلبی است و شیخ مفید و مسعودی متذکر نام او نشده اند.


21.ام هانی، 22.میمونه، 23.زینب صغرا.در کتاب عمدة الطالب آمده است که مادر وی (زینب صغرا) ام ولد (کنیز) بوده و در خانه محمد بن عقیل بن ابیطالب به سر می برده است.


24.رملة صغرا، شیخ مفید و مسعودی از او نام نبرده اند.


25.رقیه صغرا، مسعودی از او یادی نکرده است.


26.فاطمه، 27.اسامه، 28.خدیجه، 29.ام الکرام، مسعودی گوید ام الکرام همان فاطمه است .


30.ام سلمه، 31.ام ابیها، مسعودی از او یاد کرده است.


32.جمانة مکناه به ام جعفر.


33.نفیسه، درباره نام مادر او پراکنده گویی کرده اند.


سخنی درباره زینب و ام کلثوم

سخنان مورخان دیگر به جز شیخ مفید، اقتضا دارد که زینب و ام کلثوم چهار تن بوده اند .دو تن صغرا و دو تن کبرا.مسعودی به این نکته صریحا اشاره کرده و ام کلثوم کبرا و زینب کبرا را در شمار فرزندان آن حضرت (ع) از فاطمه دانسته و ام کلثوم صغرا را از مادر دیگری ذکر کرده است.

اما چنان که ملاحظه شد، شیخ مفید، از فرزندی به نام ام کلثوم صغرا یادی به میان نیاورده است و زینب کبرا و زینب صغرا مکنی به ام کلثوم را از اولاد فاطمه بر شمرده و زینب صغرا را زاده مادری غیر از حضرت فاطمه می داند و بر او کنیه ام کلثوم اطلاق نکرده است و حال آنکه در پیش گفته شد که مادر زینب صغرا ام ولد (کنیز) بوده است.

شک نیست که علی (ع) دو دختر داشته است که هر دو را ما به نام ام کلثوم می شناسیم.یکی از آنان همسر عمر بوده که در مدینه از دنیا رفته و دیگری همان کسی است که در واقعه طف حضور داشته.نام این دو تن را مورخان ذکر کرده اند.اولین آن دو پیش از ماجرای طف مرده است.در این صورت چندان دور نیست که ام کلثومی که در واقعه طف حضور داشته و آن کسی که در کوفه سخنرانی کرده همان زینب صغرایی باشد که شیخ مفید از او یاد کرده است.زینب صغرا و زینب کبرا هر دو از خواهران امام حسین (ع) بوده اند.و هرگز نه آن دو از حسین (ع) جدا شدند و نه حسین آنها را ترک کرد.بنابراین اگر زینب کبرا، همان کسی است که همسر عبد الله بن جعفر بوده و امام (ع) را ترک نگفته و همسرش نیز در قید حیات بوده است، پس درست تر و اولی تر آن است که بگوییم زینب صغرا نیز امام را ترک نکرده است.این زینب از نظر فضل و دانش در چنان جایگاهی قرار دارد که نامش پس از نام زینب کبرا ذکر می شود.اما قبری که در دهستان راویة در نزدیک دمشق وجود دارد، منسوب به زینب صغرا مکنی به ام کلثوم است .چنان که من خود نیز آن را بر سنگی که بر قبر این زن بود مشاهده کردم و نیز ابن جبیر بدان اشارت کرده است.اگر چنین باشد این زینب خواهر امام حسین (ع) است.اما چگونه او به شام رفته و در آنجا وفات یافته و دفن شده، خداوند بر صحت این قول داناتر است! در تاریخ و آثار باقی مانده در نزد ما، هیچ گونه اشاره ای بر این واقعه دیده نمی شود.


ابن عساکر در تاریخ دمشق می نویسد: قبری که در دهستان راویه وجود دارد، از آن زنی است به نام ام کلثوم و این زن را نباید با دختر پیغمبر (ص) اشتباه گرفت.چرا که وی در مدینه از دنیا رفته است.همچنین نمی توان این قبر را از آن ام کلثوم، دختر علی و فاطمه (س) و همسر عمر دانست.زیرا وی در مدینه وفات یافته و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شده است .این قبر در واقع از آن زنی از اهل بیت است که وی را بدین نام می خوانده اند و در حفظ نسب وی تلاشی صورت نگرفته است.


ظاهر عبارت ابن عساکر نشان می دهد که وی تنها یکی از اولاد علی (ع) را به نام ام کلثوم شناخته است و این نظریه با آنچه از جانب مورخان و نسب شناسان اظهار شده سازگار نیست .و مخالف دلیلی است که گفته شده ام کلثومی که در واقعه طف حضور داشته، همسر عمر نبوده است.چرا که دانسته شد وی قبل از واقعه طف از دنیا رحلت کرده است.


یاقوت در معجم البلدان به ذکر این نکته بسنده کرده است که در «راویه قبر ام کلثوم است .» و بر این قول، چیز دیگری نیفزوده است.نهایتا آنکه وجود قبری برای زینب کبرا در منطقه راویه، از جمله نکاتی است که دلیل قطعی بر عدم آن وجود دارد.ما این مطلب را در این کتاب در شرح زندگی زینب، بیان کرده ایم.

نسل علی (ع) و همسرانش در فرزندان امام حسن (ع) و امام حسین (ع) و محمد بن حنفیه و عباس و عمر ادامه یافت.خداوند نیز در استجابت دعای پیامبر که در شب زفاف علی و فاطمه گفت : «بارالها! از این دو، فرزندان بسیار و پاکیزه به وجود آور!» نسل علی و فاطمه را افزونی بخشید.جاحظ گوید: علی بن ابیطالب (رض) فرمود: دنباله اقتدار و نیرومندی تعداد افزون تر و بیشتر اولاد است.و مردم بالعیان دیدند که فرزندان آن بزرگوار چگونه در شمشیر زنی چیره اند و در تعداد ذریه و نیز در شرافت نژاد از دیگران بیش تر و پیش ترند.



پی نوشت ها:



1 طبقات ابن سعد، ج 3، ص 13، ترجمه دکتر محمود مهدوی.







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 2 بهمن 1395 :: نویسنده : رامین رهنما

نام: محمد بن الحسن .


كنیه: ابوالقاسم.


امام زمان(ع) هم نام و هم كنیه حضرت پیامبر اكرم(ص) است. در روایات آمده استكه شایسته نیست آن حضرت را با نام و كنیه، اسم ببرند تا آن گاه كه خداوند بهظهورش زمین را مزیّن و دولتش را ظاهر گرداند.

القاب: مهدى، خاتم، منتظر، حجت، صاحب الامر، صاحب الزمان، قائم و خلفصالح.

شیعیان در دوران غیبت صغرى ایشان را «ناحیهمقدسه» لقب داده بودند. در برخىمنابع بیش از 180 لقب براى امام زمان(ع) بیان شده است.

منصب: معصوم چهاردهم، امام دوازدهم شیعیان و بر پاكننده اولین حكومت واحدهجهانى در دوره آخر الزمان.

تاریخ ولادت: نیمه شعبان سال 255 هجرى.

محل تولد: سامرا (در سرزمین عراق كنونى).

نسب پدرى: ابو محمد، حسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بنمحمد بن على بن حسین بن على بن ابى‏ طالب(ع).

نام مادر: نرجس. نام اصلىِ وى ملیكه، دختر یشوعاى، فرزند قیصر روم است.

مدت امامت: امامت آن حضرت در دو مرحله است كه به «غیبت صغرى» و «غیبتكبرى» شهرت یافته است.

مدت «غیبت صغرى» از هنگام ولادت آن حضرت، در سال 255 تا سال 329 هجرى،به مدت 74 سال بوده است. و «غیبت كبرى» از سال 329 هجرى آغاز و تاكنونادامه یافته است. این غیبت همچنان ادامه دارد تا خواست خداوند منان بر ظهور آنحضرت تعلق گیرد. در آن زمان، غیبتش به پایان مى‏رسد وحكومت اسلامى، درسراسر جهان، به رهبرى آن حضرت محقق مى ‏گردد.

تاریخ و سبب شهادت :

امام زمان(عج) هم اكنون زنده است و به خواست خداى متعال تا زمانى كه قیامكند و جهان را از عدالت بهره ‏مند سازد، زنده ‏خواهد بود. سپس چند سال حاكم

على ‏الاطلاق روى زمین خواهد گردید كه مدت آن، در روایات، به طور مختلف، هفت،هشت، نه، ده و نوزده سال تعیین شده است كه هر سال آن برابر با ده سال

فعلىِ ما است. بنابراین اگر حكومتش هفت سال باشد، برابر با هفتاد سال ماخواهد بود.پس از شهادت آن حضرت، به مدت چهل روز هرج و مرج وفتنه و فساد درجهانحاكم مى ‏گردد و سپس عمر این جهان به پایان مى‏ رسد و عالم قیامت آغازمى‏گردد.

اصحاب و یاران :

1. عثمان بن سعید عمروى (متوفاى سال 257ق.).

2. محمد بن عثمان عمروى (متوفاى سال 304ق.).

3. حسین بن روح نوبختى (متوفاى سال 326ق.).

4. على بن محمد سمرى (متوفاى سال 329ق.).

این چهار تن نماینده بلافصل امام زمان(ع) بودند كه در ایام غیبت صغرى، پس ازشهادت امام حسن عسكرى(ع)، از سال 260 تا 329، به مدت 70 سال به ترتیب،واسطه میان امام(ع) وشیعیان ایشان بودند. این چهار نفر به «نوّاب اربعه»مشهورند. ولى در هنگام خروج آن حضرت، 313نفر از یارانش به او پیوسته و

نخستین هسته لشكریان امام(ع) را تشكیل مى‏ دهند. علاوه بر آنان، هزاران نفر درایام غیبت آن حضرت به این مقام ارجمند نایل شده‏ اند كه بر دیگران پنهان ماندهاست و پنهان خواهد ماند. همچنین افراد بسیارى در ایام غیبت به محضرششرفیاب گشته و از عنایاتش بهره‏مند شده ‏اند .

زمامداران معاصر :

امام زمان(ع) از زمان تولد (سال 255 هجرى) تا زمان ظهور و تشكیل حكومتجهانى، با تمام حاكمان و زمامداران كشورهاى اسلامى و غیر اسلامى، معاصربوده و خواهد بود؛ اما خلفاى عباسى كه در ایام غیبت صغراى آن حضرت بهمسلمانان حكومت راندند، عبارتند از:

1. مهتدى عباسى (255 - 256ق.).

2. معتمد عباسى (256 - 279ق.).

3. معتضد عباسى (279 - 289ق.).

4. مكتفى عباسى (289 - 295ق.).

5. مقتدر عباسى (295 - 320ق.).

6. قاهر عباسى (320 - 322ق.).

7. راضى عباسى (322 - 329ق.).

8. متقى عباسى (329 - 333ق.).


هنگامى كه حضرت مهدى(ع) ظهور كند و قیام آزادى بخش وى فراگیر شود، برخىاز سلاطین و حاكمان كشورها در برابر او تواضع نموده و سر تسلیم فرود

مى‏ آورند وبرخى دیگر با آن حضرت، به مقابله و منازعه بر مى ‏خیزند و پس از درگیرى، متحملشكست و اضمحلال خواهند شد و حكومت آن حضرت، از شرق تا غرب كره زمین رافرا خواهد گرفت. در این باره، روایات فراوانى از معصومین(ع)نقل شده است كهبراى نمونه، حدیثى را از امام محمد باقر(ع) بیان مى‏كنیم:

عَن أبی جعفر(ع) قال: القائِمُ مِنّا مَنصُورٌ بالرُّعبِ، مُؤیّدٌ بالنَّصر، تُطوى‏ له الأرضُ وَتظهَرُ لَهُ الكنوزُ ویبلغُ سُلطانه المشرقَ والمغرِبَ ویُظِهرُ اللَّهُ دینهُ على الدّینِ كُلّه ولوكَرِهَ المُشركون فلا یَبقى‏ على وجهِ الأرضِ خرابٌ إلّا عمّر وینزلُ روحُ‏اللَّهِ عیسى بنمریم فیُصلّی خلفه.(1)

قیام كننده از ما منصور به رعب و مؤیّد به نصر است. زمین از براى او در نوردیدهشود و گنج‏هاى پنهان را براى او آشكار كند. سلطنت و حكومت او شرق و غرب رافرا خواهد گرفت و خداوند منان، به دست او دین خود را بر همه دین‏ها غالبگرداند، اگر چه مشركان را خوش نیاید. در روى زمین هیچ خرابى باقى نماند، مگراین كه آبادش كند و روح اللَّه، عیسى بن مریم از آسمان نازل شده و بر او اقتدا كندو پشت سرش نماز بخواند.

رویدادهاى مهم :

از آغاز تولد نوید بخش حضرت مهدى(ع) (در سال 255 هجرى) تا زمان قیام آنحضرت و تشكیل حكومت جهانى، رویدادهاى مهم و فراوانى رخ داده و خواهد دادكه قابل شمارش نیستند و هیچ دفتر و دیوانى گنجایش ثبت و ضبط آنها را ندارد؛اما در این جا به برخى از رویدادهاى مهمى كه در زمان ظهور آن حضرت اتفاقخواهد افتاد و در روایات و منابع اسلامى به عنوان علامات ظهور حضرت مهدى(ع) ازآنها یاد شده است، اشاره مى‏ شود:

1. خروج دجّالِ یك چشم و ادعاى الوهیت و خون ریزى و فتنه‏ هاى فراوان او در زمینو جنگ با حضرت مهدى(ع) و شكست و نابودى ‏اش به دست امام زمان(ع) یاحضرت عیسى(ع).

2. نداى آسمانى براى معرفىِ حضرت مهدى(ع) و شنیدن همه مردم، آن را به زبانرایج خودشان و استقبال آنان از امام زمان(ع).

3. خروج سفیانى (عثمان بن عنبسه از اولاد یزید بن معاویه) از وادىِ یابس، درسرزمین میان مكه و شام، و تصرف بسیارى از شهرها و خون ریزى و فتنه در بینمردم، و نبرد او با لشكریان امام زمان(ع) و كشته شدنش در صخره بیت المقدسبه دست یاران حضرت مهدى(ع).

4. خروج سیّد حسنى از شمال ایران (حدود دیلم و قزوین) و دعوت او به مذهبامامیه، و رفع ظلم از مردم و نبردهاى پیروزمندانه او با ستمكاران و فاسقان وپیوستن او به حضرت مهدى(ع) در كوفه.

5. خروج شصت كذّاب كه به دروغ ادعاى پیامبرى مى‏ كنند.

6. ادعاى دروغین مقام امامت توسط دوازده نفر از آل ابىطالب(ع).

7. كشته شدن نفس زكیّه، پسرى از آل محمد(ص)، در مسجد الحرام، ما بین ركن و مقام.

8. ظاهر شدن صورت و سینه و یاكف دست، در چشمه خورشید.

9. وقوع كسوف در نیمه ماه رمضان و خسوف در آخر رمضان.

10. برخاستن نداهاى متعدد از آسمان در ماه رجب و شنیدن همه مردم.

11. گسترش سیاهىِ كفر، فسق و معصیت در سراسر جهان.

12. ظهور حضرت مهدى(ع) (به هیأت مردى سى‏ سال) از كنار كعبه، در مكهمعظّمه، و دعوت مردم به اسلام راستین.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 1 بهمن 1395 :: نویسنده : رامین رهنما

زندگینامه امام عسگری (ع):

حضرت امام حسن عسکری (ع )

امام حسن عسکری (ع ) در سال 232هجری در مدینه چشم به جهان گشود . مادر والا گهرش سوسن یا سلیل زنی لایق و صاحب فضیلت و در پرورش فرزند نهایت مراقبت راداشت ، تا حجت حق را آن چنان که شایسته است پرورش دهد . این زن پرهیزگار در سفری که امام عسکری (ع ) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنیا رحلت کرد . کنیه آن حضرت ابامحمد بود .

صورت و سیرت امام حسن عسکری (ع )

امام یازدهم صورتی گندمگون و بدنی در حد اعتدال داشت . ابروهای سیاه کمانی ، چشمانی درشت و پیشانی گشاده داشت . دندانها درشت و بسیار سفید بود . خالی بر گونه راست داشت . امام حسن عسکری (ع ) بیانی شیرین و جذاب و شخصیتی الهی باشکوه و وقار و مفسری بی نظیر برای قرآن مجید بود . راه مستقیم عترت و شیوه صحیح تفسیر قرآن را به مردم و به ویژه برای اصحاب بزرگوارش - در ایام عمر کوتاه خود - روشن کرد .

دوران امامت

به طور کلی دوران عمر 29ساله امام حسن عسکری (ع) به سه دوره تقسیم می گردد : دوره اول 13سال است که زندگی آن حضرت در مدینه گذشت . دوره دوم 10سال در سامرا قبل از امامت . دوره سوم نزدیک 6 سال امامت آن حضرت می باشد . دوره امامت حضرت عسکری (ع ) با قدرت ظاهری بنی عباس رو در روی بود . خلفایی که به تقلید هارون در نشان دادن نیروی خود بلندپروازیهایی داشتند . امام حسن عسکری (ع ) از شش سال دوران اقامتش ، سه سال را در زندان گذرانید . زندانبان آن حضرت صالح بن وصیف دو غلام ستمکار را بر امام گماشته بود ، تا بتواند آن حضرت را - به وسیله آن دو غلام - آزار بیشتری دهد ، اما آن دو غلام که خود از نزدیک ناظر حال و حرکات امام بودند تحت تأثیر آن امام بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتاری گراییده بودند . وقتی از این غلامان جویای حال امام شدند ، می گفتند این زندانی روزها روزه دار است و شبها تا بامداد به عبادت و راز و نیاز با معبود خود سرگرم است و با کسی سخن نمی گوید . عبیدالله خاقان وزیر معتمد عباسی با همه غروری که داشت وقتی با حضرت عسکری ملاقات می کرد به احترام آن حضرت برمی خاست ، و آن حضرت را بر مسند خود می نشانید . پیوسته می گفت : در سامره کسی را مانند آن حضرت ندیده ام ، وی زاهدترین و داناترین مردم روزگار است . پسر عبیدالله خاقان می گفت : من پیوسته احوال آن حضرت را از مردم می پرسیدم . مردم را نسبت به او متواضع می یافتم . میدیدم همه مردم به بزرگواریش معترفند و دوستدار او می باشند . با آنکه امام (ع ) جز با خواص شیعیان خود آمیزش نمی فرمود ، دستگاه خلافت عباسی برای حفظ آرامش خلافت خود بیشتر اوقات ، آن حضرت را زندانی و ممنوع از معاشرت داشت . " از جمله مسائل روزگار امام حسن عسکری (ع ) یکی نیز این بود که از طرف خلافت وقت ، اموال و اوقات شیعه ، به دست کسانی سپرده می شد که دشمن آل محمد (ص ) و جریانهای شیعی بودند ، تا بدین گونه بنیه مالی نهضت تقویت نشود . چنانکه نوشته اند که احمد بن عبیدالله بن خاقان از جانب خلفا ، والی اوقاف و صدقات بود در قم ، و او نسبت به اهل بیت رسالت ، نهایت مرتبه عداوت را داشت " . " نیز اصحاب امام حسن عسکری ، متفرق بودند و امکان تمرکز برای آنان نبود ، کسانی چون ابوعلی احمد بن اسحاق اشعری در قم و ابوسهل اسماعیل نوبختی در بغداد می زیستند ، فشار و مراقبتی که دستگاه خلافت عباسی ، پس از شهادت حضرت رضا (ع ) معمول داشت ، چنان دامن گسترده بود که جناح مقابل را با سخت ترین نوع درگیری واداشته بود . این جناح نیز طبق ایمان به حق و دعوت به اصول عدالت کلی ، این همه سختی را تحمل می کرد ، و لحظه ای از حراست ( و نگهبانی ) موضع غفلت نمی کرد " . اینکه گفتیم : حضرت هادی (ع ) و حضرت امام حسن عسکری (ع ) هم از سوی دستگاه خلافت تحت مراقبت شدید و ممنوع از ملاقات با مردم بودند و هم امامان بزرگوار ما - جز با یاران خاص و کسانی که برای حل مشکلات زندگی مادی و دینی خود به آنها مراجعه می نمودند - کمتر معاشرت می کردند به جهت آن بود که دوران غیبت حضرت مهدی (ع ) نزدیک بود ، و مردم می بایست کم کم بدان خو گیرند ، و جهت سیاسی و حل مشکلات خود را از اصحاب خاص که پرچمداران مرزهای مذهبی بودند بخواهند ، و پیش آمدن دوران غیبت در نظر آنان عجیب نیاید . باری ، امام حسن عسکری (ع ) بیش از 29سال عمر نکرد ولی در مدت شش سال امامت و ریاست روحانی اسلامی ، آثار مهمی از تفسیر قرآن و نشر احکام و بیان مسائل فقهی و جهت دادن به حرکت انقلابی شیعیانی که از راههای دور برای کسب فیض به محضر امام (ع ) می رسیدند بر جای گذاشت . در زمان امام یازدهم تعلیمات عالیه قرآنی و نشر احکام الهی و مناظرات کلامی جنبش علمی خاصی را تجدید کرد ، و فرهنگ شیعی - که تا آن زمان شناخته شده بود - در رشته های دیگر نیز مانند فلسفه و کلام باعث ظهور مردان بزرگی چون یعقوب بن اسحاق کندی ، که خود معاصر امام حسن عسکری بود و تحت تعلیمات آن امام ، گردید . در قدرت علمی امام (ع ) - که از سرچشمه زلال ولایت و اهل بیت عصمت مایه گرفته بود - نکته ها گفته اند . از جمله : همین یعقوب بن اسحاق کندی فیلسوف بزرگ عرب که دانشمند معروف ایرانی ابونصر فارابی شاگرد مکتب وی بوده است ، در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و کتابی را که بر رد قرآن نوشته بود سوزانید و بعدها از دوستداران و در صف پیروان آن حضرت درآمد .

شهادت امام حسن عسکری (ع )

شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال 260هجری نوشته اند . در کیفیت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبیدالله بن خاقان گوید روزی برای پدرم ( که وزیر معتمد عباسی بود ) خبر آوردند که ابن الرضا - یعنی حضرت امام حسن عسکری - رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خلیفه رفت و خبر را به خلیفه داد . خلیفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد . یکی از ایشان نحریر خادم بود که از محرمان خاص خلیفه بود ، امر کرد ایشان را که پیوسته ملازم خانه آن حضرت باشند ، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند . و طبیبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسین نزد آن حضرت برود ، و از احوال او آگاه شود . بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است ، و ضعف بر او مستولی گردیده . پس بامداد سوار شد ، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای مسیحی و یهودی در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضی القضات ( داور داوران ) را طلبید و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که پیوسته نزد آن حضرت باشند . و این کارها را برای آن می کردند که آن زهری که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنیا رفته ، پیوسته ایشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربیع الاول سال 260 ه . ق آن امام مظلوم در سن 29سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت نمود . بعد از آن خلیفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد ، زیرا شنیده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولی خواهد شد ، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد ... تا دو سال تفحص احوال او می کردند ... . این جستجوها و پژوهشها نتیجه هراسی بود که معتصم عباسی و خلفای قبل و بعد از او - از طریق روایات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله (ص ) می پیوست ، شنیده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری فرزندی پاک گهر ملقب به مهدی آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص ) ولادت خواهد یافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد . بدین جهت به بهانه های مختلف در خانه حضرت عسکری (ع ) رفت و آمد بسیار می کردند ، و جستجو می نمودند تا از آن فرزند گرامی اثری بیابند و او را نابود سازند . به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهیم (ع ) و حضرت موسی (ع ) تکرار می شد . حتی قابله هایی را گماشته بودند که در این کار مهم پی جویی کنند . اما خداوند متعال - چنانکه در فصل بعد خواهید خواند - حجت خود را از گزند دشمنان و آسیب زمان حفظ کرد ، و همچنان نگاهداری خواهد کرد تا مأموریت الهی خود را انجام دهد . باری ، علت شهادت آن حضرت را سمی می دانند که معتمد عباسی در غذا به آن حضرت خورانید و بعد ، از کردار زشت خود پشیمان شد . بناچار اطبای مسیحی و یهودی که در آن زمان کار طبابت را در بغداد و سامره به عهده داشتند ، به ویژه در مأموریتهایی که توطئه قتل امام بزرگواری مانند امام حسن عسکری (ع ) در میان بود ، برای معالجه فرستاد . البته از این دلسوزیهای ظاهری هدف دیگری داشت ، و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آنها از حقیقت ماجرا بود . بعد از آگاه شدن شیعیان از خبر درگذشت جانگداز حضرت امام حسن عسکری (ع ) شهر سامره را غبار غم گرفت ، و از هر سوی صدای ناله و گریه برخاست . مردم آماده سوگواری و تشییع جنازه آن حضرت شدند .

ماجرای جانشین بر حق امام عسکری

ابوالادیان می گوید : من خدمت حضرت امام حسن عسکری (ع ) می کردم . نامه های آن حضرت را به شهرها می بردم . در مرض موت ، روزی من را طلب فرمود و چند نامه ای نوشت به مدائن تا آنها را برسانم . سپس امام فرمود : پس از پانزده روز باز داخل سامره خواهی شد و صدای گریه و شیون از خانه من خواهی شنید ، و در آن موقع مشغول غسل دادن من خواهند بود . ابوالادیان به امام عرض می کند : ای سید من ، هرگاه این واقعه دردناک روی دهد ، امامت با کیست ؟ فرمود : هر که جواب نامه من را از تو طلب کند . ابوالادیان می گوید : دوباره پرسیدم علامت دیگری به من بفرما . امام فرمود : هرکه بر من نماز گزارد . ابوالادیان می گوید : باز هم علامت دیگری بگو تا بدانم . امام می گوید : هر که بگوید که در همیان چه چیز است او امام شماست.

ابوالادیان می گوید : مهابت و شکوه امام باعث شد که نتوانم چیز دیگری بپرسم . رفتم و نامه ها را رساندم و پس از پانزده روز برگشتم . وقتی به در خانه امام رسیدم صدای شیون و گریه از خانه امام بلند بود . داخل خانه امام ، جعفر کذاب برادر امام حسن عسکری را دیدم که نشسته ، و شیعیان به او تسلیت می دهند و به امامت او تهنیت می گویند . من از این بابت بسیار تعجب کردم پیش رفتم و تعزیت و تهنیت گفتم . اما او جوابی نداد و هیچ سؤالی نکرد . چون بدن مظهر امام را کفن کرده و آماده نماز گزاردن بود ، خادمی آمد و جعفر کذاب را دعوت کرد که بر برادر خود نماز بخواند . چون جعفر به نماز ایستاد ، طفلی گندمگون و پیچیده موی ، گشاده دندانی مانند پاره ماه بیرون آمد و ردای جعفر را کشید و گفت : ای عمو پس بایست که من به نماز سزاوارترم . رنگ جعفر دگرگون شد . عقب ایستاد . سپس آن طفل پیش آمد و بر پدر نماز گزارد و آن جناب را در پهلوی امام علی النقی علیه السلام دفن کرد . سپس رو به من آورد و فرمود : جواب نامه ها را که با تو است تسلیم کن . من جواب نامه را به آن کودک دادم . پس " حاجزوشا " از جعفر پرسید : این کودک که بود ، جعفر گفت : به خدا قسم من او را نمی شناسم و هرگز او را ندیده ام . در این موقع ، عده ای از شیعیان از شهر قم رسیدند ، چون از وفات امام (ع ) با خبر شدند ، مردم به جعفر اشاره کردند . چند تن از آن مردم نزد جعفر رفتند و از او پرسیدند : بگو که نامه هایی که داریم از چه جماعتی است و مالها چه مقدار است ؟ جعفر گفت : ببینید مردم از من علم غیب می خواهند ! در آن حال خادمی از جانب حضرت صاحب الامر ظاهر شد و از قول امام گفت : ای مردم قم با شما نامه هایی است از فلان و فلان و همیانی ( کیسه ای ) که در آن هزار اشرفی است که در آن ده اشرفی است با روکش طلا . شیعیانی که از قم آمده بودند گفتند : هر کس تو را فرستاده است امام زمان است این نامه ها و همیان را به او تسلیم کن . جعفر کذاب نزد معتمد خلیفه آمد و جریان واقعه را نقل کرد . معتمد گفت : بروید و در خانه امام حسن عسکری (ع ) جستجو کنید و کودک را پیدا کنید . رفتند و از کودک اثری نیافتند . ناچار " صیقل " کنیز حضرت امام عسکری (ع )مرا گرفتند و مدتها تحت نظر داشتند به تصور اینکه او حامله است . ولی هرچه بیشتر جستند کمتر یافتند . خداوند آن کودک مبارک قدم را حفظ کرد و تا زمان ما نیز در کنف حمایت حق است و به ظاهر از نظرها پنهان می باشد . درود خدای بزرگ بر او باد .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 1 بهمن 1395 :: نویسنده : رامین رهنما



سیدالشهدا علیه السلام در بخشش زبان زد مردم روزگار بود. نقل می کنند روزی مرد صحرانشین مستمندی وارد مدینه شد و از مردم سراغ بخشنده ترین فرد را گرفت



همه مردم حسین بن علی علیه السلام را به او معرفی کردند. وقتی در مسجد به خدمت آن حضرت رسید و نیازمندیِ خود را با خواندن چند بیت شعر بیان کرد



امام حسین علیه السلام او را به خانه آورد و به قنبر فرمود: هر مقدار پول در خانه داریم حاضر کن. قنبر چهارهزار دینار به خدمت آن حضرت آورد و گفت: این تمامی پولی است که در اختیار داریم



امام حسین علیه السلام همه آن چهارهزار دینار را از پشت در به آن مرد بادیه نشین داد.



مرد اعرابی وقتی پول ها را گرفت، در حالی که گریه می کرد چنین گفت: مگر پول کمی به من بخشیدی که از پشت در آن را به من می دهی؟



در عجبم که چگونه این دست های بخشنده و پربرکت روزی زیر خاک خواهد رفت



@karballa_ir





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


️وقایع بعد از ظهور حضرت مهدی عج به نقل از امام حسین(علیه السلام)



حضرت امام حسین علیه السّلام پس از آن که به صحرای کربلا وارد شد، در جمع اصحاب و یاران خود چنین اظهار داشت:



️ روزی در حضور جدّم، رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله بودم که فرمود: ای فرزندم! بعد از من، تو را به سوی عراق سوق می دهند، به سرزمینی که پیامبران الهی و جانشینان آن ها (علیهم السّلام) وارد آن سرزمین شده اند.



در آن سرزمین، تو و اصحاب و یاران تو را شهید می نمایند؛ ولی سوزش و درد زخم های شمشیر را درک نخواهید کرد

و همان طوری که آتش برای حضرت ابراهیم علیه السّلام سرد و دلنشین گردید، نیز زخم های شمشیر و جراحات آن نیز بر بدن شما بی تاثیر است و آن را حسّ نمی کنید.



امام حسین علیه السّلام افزود: پس ای یاران باوفا! شما را بشارت باد که اگر کشته شدیم، بر جدّم رسول اللّه وارد می شویم.



و من به مقدار زمانی که خداوند بخواهد - در عالم برزخ - می مانم؛ و چون امام زمان، قائم آل محمّد صلوات اللّه علیه ظهور و قیام نماید،

️اوّلین شخصیّتی که قبرش شکافته شود و از درون آن بیرون آید، من هستم و همزمان نیز امیرالمؤمنین علیّ علیه السّلام از قبر خارج خواهد شد.



پس از آن لشکری انبوه از آسمان بر من نازل می شوند که تاکنون هرگز قدم بر زمین ننهاده باشند.



همچنین جبرئیل، میکائیل و إسرافیل علیهم السّلام هر یک به همراه لشکری نزد من وارد می شوند.



سپس من به همراه جدّم حضرت محمّد، رسول خدا و علیّ بن ابی طالب خلیفه اش و برادرم حسن مجتبی صلوات اللّه علیهم در مکانی گرد هم جمع می شویم.



و آن گاه جدّم، حضرت محمّد صلّی اللّه علیه و آله پرچم خود را به اهتزاز در خواهد آورد؛ و سپس آن را به همراه شمشیر خود تحویل حضرت قائم، امام زمان صلوات اللّه علیه می دهد و با همین وضعیّت مدّت زمانی را خواهیم ماند.



بعد از آن، خداوند متعال در میان مسجد کوفه چشمه ای از روغن و چشمه ای از شیر و چشمه ای از آب ظاهر می گرداند.



و در آن هنگام امیرالمؤمنین علیّ علیه السّلام سلاح رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله را به دست من می دهد و مرا به شرق و غرب عالم می فرستد تا در هر کجا دشمنی از دشمنان خدا باشد، او را به هلاکت رسانم.



و هر کجای جهان، بُتی باشد سرنگون سازم تا آن که وارد هندوستان می شوم و آن را فتح می کنم.



و نیز حضرت دانیال و حضرت یوشع علیهماالسّلام به همراه امیرالمؤمنین صلوات اللّه علیه، خارج شوند و گویند: همانا خدا و رسولش راست گفته اند؛ و هنگام وعده الهی فرا رسیده است.



پس خداوند متعال هفتاد مرد جنگی به همراه آن دو پیغمبر بسیج می نماید تا تمام قاتلین و دشمنان خود را نابود و هلاک نمایند تا آن که سرزمین روم را فتح کنند و در قلمرو حکومت اسلامی در آید.



بعد از آن، به من مامورّیت داده می شود که تمام حیوانات نجس و پلید(مانند خوک) را نابود کرده و زمین را از تمام پلیدی ها پاک سازم تا تنها چیزهای خوب و مفید باقی بماند...



سپس دین مبین اسلام را بر تمام یهود و نصاری و دیگر ملل و ادیان و مذاهب عرضه می کنم؛ و چنانچه پذیرای آن باشند آزاد خواهند بود وگرنه خون آن ها ریخته خواهد شد.



و تمام افراد مریض، نابینا و فلج به برکت ما اهل بیت عصمت و طهارت، شفا می یابند.

و برکت و رحمت الهی، همه جا را فرا خواهد گرفت.



️و این وعده الهی است که فرمود:

چنانچه تمام شهرها و دیار ایمان آورند و تقوای الهی پیشه نمایند، ما نیز برکات زمین و آسمان را بر آن ها ظاهر می سازد.



سپس خداوند به وسیله ما اهل بیت، کرامت و عظمت خود را برای شیعیان ما ظاهر می سازد؛ و دیگر چیزی بر آن ها مخفی و پوشیده نمی باشد



چهل داستان و چهل حدیث از امام حسین

نویسنده : عبدالله صالحی









نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 1 بهمن 1395 :: نویسنده : رامین رهنما

▪️پلاسکو و مستر فقط گاد؟



✍#احسان_محمدی



⚠️ در بخش ایمنی یک شرکت نفتی کار می کردم. اجازه نمی دادیم کارگرها با کامیون هایی که سوار می شدند بنزین ببرند برای دستگاه های حفاری. ماشین های حمل سوخت باید این کار را می کردند. اما گوش نمی دادند. دبه را زیر وسایل قایم می کردند که زودتر برسند و کارشان را تمام کنند و برگردند.



هرچه توضیح می دادم که وقتی توی ماشین سیگار می کشید و لباس هایتان بنزینی است این کار چقدرمی تواند خطرناک باشد، گوش نمی دادند. احتمالاً به نظرشان حرف های یک بچه سوسول دانشگاهی می آمد که فکر می کرد مهندس است! الکس ناظر پروژه اسکاتلندی بود. یک روز محموله بنزین قایم شده توی یک کامیون پیدا کردیم. عصبانی شد. سر کارگرها داد زد. یکی از آنها انگشتش را گرفت طرف آسمان و گفت: مستر فقط گاد! ( یعنی خون خودت رو کثیف نکن پیرمرد! خدا هوامونو داره)! فکر کنم آخرش از دست ما سکته کرد و مُرد.



✔️ #پلاسکو فروریخت. کام مان تلخ است اما یادمان می رود. درست مثل منا، مثل تصادف قطار سمنان، مثل کشته شدن سربازها، مثل فروریختن ساختمان سعادت‌آباد که هفده کارگر دفن شدند، مثل آتش سوزی خیابان جمهوری که دو زن کارگر یک تولیدی از طبقه پنجم پائین پریدند و مُردند. این آخری دقیقاً دی ماه دو سال پبش رخ داد! یادتان هست؟ این هم یادمان می رود، چون ما به زخم خو کرده ایم. مرگ کسب و کار ماست. یک اتفاق تازه رخ می دهد، می شورد می برد. فقط گاد!



⛔️ سردار دکتر قالیباف؛ نه سردار مورد علاقه من است نه دکتر محبوبم گرچه مدیر - شومن موفقی است. اما کسی تضمین می دهد اگر او استعفا بدهد و نفر بعد شهردار تهران بشود دیگر هیچ ساختمانی آتش نمی گیرد؟ هیچ خیابانی نشست نمی کند؟ دبه آب جایش را به تجهیزات مدرن آتش نشانی می دهد؟



ما گرفتار بحران مدیریت در این کشوریم. تا دلتان بخواهد حجت السلام دکتر خلبان ملوان داریم اما مدیر چطور؟ چرا مثل مربی فوتبال، مدیر وارد نمی کنیم؟ چند نفرمان کُشته بشود تا مدیران ما قبول کنند مدیریت بحران نمی دانن؟ یک باران، یک سیل کوچک، یک آتش سوزی در این کشور جنازه تولید می کند.



مسئله فقط پلاسکو نیست، صدها ساختمان مستعد سوختن و فروریختن مثل پلاسکو در همین شهر همین لحظه دارد ساخته می شود. اگر در تهران زلزله بیاید چکار کنیم؟ فقط گاد؟



❗️ سه - بی اعتمادی در این کشور ترسناکتر از آتش سوزی است. مردم ما به اخبار تلویزیون اعتماد ندارند، به توصیه مسئولین که آقا نیایید برای تماشا اعتماد ندارند، به حرف آتشنشان ها که ساختمان را ترک کنید اعتماد ندارند، به آمبولانسی که توی خیابان پشت سرشان آژیر می کشد اعتماد ندارند. فقط گاد!



✅ چهار- ما مردم شرم آوری هستیم مثل آنها که با فاجعه سلفی می گیرند، ما مردم بزرگی هستیم،مثل آتش نشان هایی که سوختند. ما دقیقاً چه هستیم؟ فقط گاد ما را می شناسند!



❌ پنج- چند روزی بازی «کی بود کی بود من نبودم» و «تشکیل کمیته بررسی» و « غافلگیر شدیم و انشااله با خاطیان برخورد می شود» و «همدردی می کنیم با خانواده جانباختگان» و ... ادامه دارد و بعد از یادها می رود. خلاص! ما عادت کرده ایم به این قصه ها و غصه ها. گاد چطور؟



⛔️ شش- چندنفر از ما که فحش و تز می دهیم بلدیم با کپسول آتشنشانی کار کنیم؟ یک آتل بستن ساده را بلدیم؟ تنفس مصنوعی بلدیم؟می دانیم بچه مان پاک کن قورت داد نجاتش بدهیم؟ تقریباً هیچکدام مان! پس برای فاجعه بعدی آماده شویم. گاد مدیر بحران ما نیست.



✅ @biz2shop





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 1 بهمن 1395 :: نویسنده : رامین رهنما



↙️چشمان شما کلید عفاف شماست ،

این کلید را اگر به نامحرم واگذارید گنج عفت خویش را از دست داده اید↘️

"امیرالمومنین(ع)"

.

.

▪️هو المصور▪️

.

فواید چشم پوشی وعفت چشم

چشم پاکی و نتایج آن

چشمی که به نگاه حرام آلوده نگردد، سبب برکات زیر می گردد:

.

.

1- دیدن شگفتیها: رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: چشمهایتان را (از نامحرم) بپوشانید تا عجایب و شگفتیها را ببینی...

.

.

2-چشیدن شیرینی ایمان:

پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: نگاه (به نامحرم) تیر زهرآلودی از تیرهای شیطان است و هر کس آن را از ترس خدا ترک کند، خداوند چنان ایمانی به او عطا کند که شیرینی اش را در دل خویش احساس کند.

.

3-بروز صفت شجاعت:

شجاع ترین مردم کسی است که بر خواهش نفسانی اش چیره شود.

.

.

منابع :

•بحارالانوار، ج 101، ص 41.

•شرح غررالحکم، آمدی،‌ج 5، ص 449

•میزان الحکمه، ج 10، ص 7



·٠•●ஜ۩۞۩ஜ●●•٠·







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 1 بهمن 1395 :: نویسنده : رامین رهنما

️آیا می توان با دلایل علمی به غیر از قرآن، خالق بودن خداوند را ثابت کرد؟


خلقت این جهان و هدف از آفرینش، سوالات بسیاری را در ذهن هر شخص ایجاد می کند.نمونه ای از این سوالات که بصورت جامع پاسخ داده شده است در ادامه ارائه می گردد...


دوستم می‌گوید: خدا را از لحاظ علمی برای من ثابت کن – از کجا میدانی مثلا خدا خلق کرده و یه انرژی نبوده‌؟ البته با دلایل علمی و به غیر از قرآن و حدیث!


شما او را با دلایلی روشن و گفتاری نرم و مفهوم راهنمایی بفرمایید، اما با دقت به این نکته که بیشتر این «به من ثابت کن»، یا «از کجا معلوم»هایی که می‌گویند، فقط فرار رو به جلو می‌باشد و گاه اصلاً دنبال پاسخ نیستند.


چنین نیست که هر کس می‌گوید: «از کجا معلوم – به من ثابت کن و …»، یک حکیم فرزانه‌ای باشد که به جز براهین عقلی را نمی‌پذیرد و اکنون با کمبود دلیل متقن مواجه شده است!


بلکه بسیاری نمی‌خواهند بپذیرند، بعد با یک قیافه و ژست روشنفکرانه، به جای آن که دلیلی بر تکذیب خود بیاورند، به شما می‌گویند: دلیل بیاور.


پاسخ: برای بیشتر روشن شدن این واقعیت، برای خودتان و نیز مخاطب خودتان، کافیست که سؤال او را تجزیه کنید و بگویید: وقتی می‌گویی: «خدا را از لحاظ علمی به من ثابت کن»، حاوی سه رکن است که عبارتند از: «خدا – علم – برهان»؛ حال شما تعریف خودت از این سه مقوله را بگو، تا من نیز اقامه دلیل نمایم.


به سرعت خودش نیز خواهد فهمید که تعاریف از هر سه مقوله نزد او، یا غلط است و یا ناقص، لذا سؤالش فقط جنبه‌ی شعاری دارد و می‌خواهند به ناآگاهی و انکار خود، جلوه علمی به این انکار بدهد!


اما در عین حال پاسخ بگویید، چه بسا اثر داشته باشد. بالاخره هر کس که هدایت شده، بر اساس همین تذکرات، براهین و ادله‌ی روشن عقلی هدایت شده است.


الف – بگویید: هستی مشهود همگان است و پیدایش خود به خودی چیزی از عدم نیز محال عقلی برای همگان می‌باشد، به لحاظ علم تجربی نیز یک موجود تصادفی نمی‌یابید؛ پس حالا تو هستی بخش را با دلایل علمی و عقلی رد کن و ثابت کن که خدا و هستی بخشی نیست. مثل این است که هر دو نور را ببینیم، بعد تو بگویی: به من ثابت کن که نور هست؟!


ب – ممکن است که بگویند: «خالق را نمی‌شناسیم»، اما نمی‌توانند بگویند که در وجود «مخلوق» نیز تردید داریم، چرا که خود و هر چه در اطراف‌شان در زمین و آسمان هست و همه از صفات و مخلوق (پدیده) برخوردار می‌باشند را به چشم مسلح و غیر مسلح می‌بینند، می‌شناسد، کشف می‌کنند و …؛ پس حال آنها باید به لحاظ علمی، عقلی و یا هر لحاظی که خودشان قبول دارند، ثابت کنند که این عالَم مخلوق، خالق ندارد!


ج – ممکن است بگویند: هر چند عالم هستی نشان می‌دهد که مخلوق است – نبوده و بعدا هستی یافته، پس هستی بخش می‌خواهد – اما نمی‌دانیم که او کیست؟!


پاسخ روشن و عقلی این است که: وقتی همه چیز مخلوق است، پس همه چیز خالق دارد و خالق همه چیز وجود دارد – نظام یکپارچه، قوانین ثابت بر تمامی عالم هستی و ربوبیت یکپارچه نیز خود دلیل بر وجود یک خالق است – خالق نیز خودش نباید مخلوق باشد.


پس، وقتی می‌بینید که اولاً هستی از عدم پدید نمی‌آید – ثانیاً شما خالق خودتان و دیگران نیستید – ثالثاً دیگران نیز مثل شما (مخلوق) هستند و نمی‌توانند خالق خودشان، شما و دیگران باشند، معلوم می‌شود که خالقی وجود دارد که مخلوق نیست و مثل سایر مخلوقات نمی‌باشد:


« أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَیْرِ شَیْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ * أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بَلْ لَا یُوقِنُونَ » (الطور، ۳۵ و ۳۶)


ترجمه: یا آنها از هیچی آفریده شده‌اند، یا خود خالق خویشند؟! * آیا آنها آسمان‌ها و زمین را آفریده‌اند؟! بلکه آنها جویای یقین نیستند!


دلیل قرآنی نیاورید، یک حقه است:


این که اخیراً باب شده و می‌گویند: «از غیر قرآن یا حدیث» دلیل بیاورید، یک حقه است؛ مثل این است که بگویند: «از غیر دلیل، برهان و حجت، دلیلی بیاورید»! چرا که وحی و پیامبر و امامان علیهم السلام، خودشان، کلام‌شان و فعل‌شان، عین دلیل، برهان و حجت هستند.


این حقه، بسیار جاهلانه و البته متکبرانه است و با اضافه کردن کلمه «علمی» به اول یا آخر آن، تطهیر، عالمانه وحکیمانه نمی گردد.


“دلیل” اقامه برهان برای اثبات چیزی است که توسط “عقل” تصدیق و یا تکذیب می‌گردد؛ بنابر این هیچ فرقی ندارد که اقامه کننده‌ی دلیل کیست؟ آیا فلان فیلسوف این دلیل را اقامه کرده، با بنده و شما، و یا خداوند متعال، فرقی دارد؟ خیر، بلکه عقل یا تصدیق می‌کند و یا تکذیب.


معنای استدلال‌ها و براهین قرآنی و حدیثی این نیست که «چون در قرآن یا حدیث آمده، پس باید مقدس شمرده شده و مقبول واقع شوند»، بلکه یعنی: این دلیل را به عقلت ارجاع بده و ببین که تصدیق می‌کند یا تکذیب؟


از این رو، نه تنها سرتاسر قرآن کریم اقامه دلایل است و به تعقل و تفکر در آنها دعوت نموده است، بلکه به احترام عقل موهبت شده به هر انسانی، به کفار نیز می‌فرماید: اگر می‌گویید: هیچ خالق و ربی وجود ندارد، و یا طبیعت، بت، ماده، انرژی و هر چیز دیگری، خالق و رب هستند، بر دعاوی خودتان دلیل و برهان بیاورید:


« أَمَّنْ یَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ وَمَنْ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ » (النّمل، ۶۴)


ترجمه: یا (کیست) کسی که آفرینش را آغاز کرد، سپس آن را تجدید می‌کند، و کسی که شما را از آسمان و زمین روزی می‌دهد؛ آیا معبودی با خداست؟! بگو: «دلیلتان را بیاورید اگر راست می‌گویید!»


بنابراین، اجازه ندهید که قبل از هر بحثی، شما را خلع سلاح کنند و قبل از نتیجه‌گیری، قرآن و حدیث و براهین اقامه شده در آن را از شما بگیرند! بگویید: خدا دلیل عقلی آورده، تو کاری نداشته باش که چه کسی دلیل را اقامه کرده، تو با دلیل عقلی رد کن!


️ انرژی:


اما، این “انرژی” نیز در مباحث عقلی و توحیدی (یا فلسفی و کلامی)، فقط به صورت یک حربه‌ی فضایی و اوهامی مورد مصرف قرار می‌گیرد! چرا که اگر بگویند: «آفریننده، ماده است! ماده تعریف و مصداقی دارد و ثابت می‌شود هر ماده‌ای که فرض شود، خودش مخلوق است»، لذا می‌گویند: «انرژی»! آن هم بدون تعریف و مصداق!


حال بپرسید: انرژی یعنی چه و به چه چیزی انرژی گفته می‌شود و مصداق خارجی و روشن آن کدام است؟!


اگر به فعل و انفعالات و نیروی ایجاد شده در ماده، انرژی می‌گویند، پس باید ابتدا ماده‌ای باشد که در آن حرکت و انرژی تولید شود. و ماده نیز خودش مخلوق است.


اگر بخواهند فقط به لفظ و معنا بسنده کنند و بگویند: «انرژی یعنی یک نیرو و یا یک قوه»، پس چیزی را نفی یا اثبات نکرده‌اند، چون سؤال می‌شود که آن نیرو یا قوه چیست؟ کدام است و تعریفش چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟


صرف آن که گفته شود: «انرژی یعنی یک نیرو»، نه تنها نفی پروردگار قادر نمی‌باشد، بلکه پیش و بیش از ماده‌گرایان، خداشناسان از این قوه و نیرو گفته‌اند، البته با تعیین مصداق حقیقی آن « لا حَولَ وَلا قُوهً إلاّ بِالله » – و البته که با جایگزین کلمه خارجی «انرژی» به جای کلمه عربی «قوه»، یا فارسی «نیرو»، هیچ معنا و حقیقتی تغییر نمی‌یابد.


️ ماده:


آن چه که مادیون می‌شناسند و در علم و مباحث علمی مورد توجه قرار می‌دهند، فقط “ماده” است. بنابراین، هر چقدر هم که بحث از ماده اولیه، انفجار بزرگ در اولین ماده، نیرو و انرژی تولید شده در این انفجار و …، بنمایند، فقط در حیطه ماده و بالتبع جهان مادی می‌باشد و اصل بحث هنوز سرجایش و به قوت خویش باقیست، که «ماده نیز خودش پدیده و مخلوق است، خالقش کیست؟».


️ اثبات علمی:


اگر منظور از “علمی”، عرصه علوم طبیعی و تجربی می‌باشد و می‌گویند: «خدا را اینگونه اثبات کنید»، به اصطلاح زرنگی می‌کنند، البته یک زرنگی جاهلانه! می‌گویند: تو باید ابتدا قبول کنی که جز ماده چیزی نیست، سپس وجود یک خدای مادی را برای ما به لحاظ علم تجربی اثبات کنی!»؛ این یعنی همان “فرار به جلو”، چون اگر کسی ابتدا قبول کند که جز ماده چیزی نیست، دیگر بحث لازم ندارد و ثانیاً خداوندِ خالق، ماده نیست، نمی‌تواند باشد و ماده خودش پدیده و مخلوق، حادث و فانی، ضعیف و متحرک می‌باشد.


خلقت:

بنابراین، برای کسی که بخواهد حقیقتاً کشف علم (به معنای عام، نه صرفاً علوم تجربی) نماید، بر شناخت عقلی و نیروی علمی خود بیافزاید، برای او مطالعه و تفکر جهت‌دار در خلقت – و حتی همین خلقت مادی زمین و آسمان – کافیست تا به خالق جهان که خودش غیر از مخلوق است، پی‌ببرد و البته به حکمت علوم مکشوفه نیز پی‌ببرد.

« الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ » (آل‌عمران، ۱۹۱)

ترجمه: همانان که خدا را [در همه احوال‌] ایستاده و نشسته، و به پهلو آرمیده یاد مى‌کنند، و در آفرینش آسمان‌ها و زمین مى‌اندیشند [که پروردگارا، اینها را بیهوده نیافریده‌اى؛ منزهى تو! پس ما را از عذاب آتش دوزخ در امان بدار.

بالاخره تا انسان خودش چیزی را خلق نکند و یا شاهد خلقت توسط از نوع خودش نباشد، نمی‌تواند با چند تا کلمه سؤالی مثل «از کجا معلوم»، خالق را نفی نماید، لذا فرمود که قبل از هر احتمالی و یا کنکاش هر فرضی، ببینید که آن چه فرض کرده‌اید، چه چیزی را خلق کرده است؟!

•┈┈••✾••✾••┈┈•

@zekreekhoda

•┈┈••✾••✾••┈┈•







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




➕١.ﺍﺯ ﻣﺴﺆﻭﻟﯿﺖ ﻓﺮﺍﺭ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﺄﺧﯿﺮ ﺑﻪ ﺳﺮﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﺭﺳﻨﺪ، ﺗﺮﺍﻓﯿﮏ ﺭﺍ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ.


➕۲.ﺍﺯ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺗﺮﺳﻨﺎﮎ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻧﻤﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﺗﺮﺱ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﺑﺮﮔﯿﺮﺩ ﻭ ﻣﺎﻧﻊ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﻣﻮﺭ ﺟﺪﯾﺪ ﺗﻮﺳﻂ ﺁﻧﻬﺎ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺮ ﺑﺎﻋﺚ ﺗﻘﻮﯾﺖ ﻭ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ.


➕٣.ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺩﺭ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﻭ ﺭﻓﺎﻩ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻧﻤﯽ ﺑﺮﻧﺪ. ﺯﯾﺮﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺑﺎﻋﺚ ﻧﺎﮐﺎﻣﯽ ﺩﺭ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﻣﻮﻓﻖ ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﺍﺣﺖ ﻃﻠﺒﯽ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﮕﺬﺍﺭﻧﺪ.


➕٤.ﻫﺮﮔﺰ ﻫﯿﭻ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ “ﺯﻣﺎﻥ ﻣﻨﺎﺳﺐ”، “ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻣﻨﺎﺳﺐ”، “ﻫﻔﺘﻪ ﺑﻌﺪ”، “ﻫﺮ ﺯﻣﺎﻥ ﮐﻪ ﻭﻗﺖ ﮐﺎﻓﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺖ”، ﻣﻮﮐﻮﻝ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﺑﻠﮏ ﺑﺮ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺍﻗﺪﺍﻣﺎﺕ ﻻ‌ﺯﻡ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺩﺍﺭﻧﺪ.


➕٥.ﺗﻼ‌ﺵ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﺮ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺳﻠﻄﻪ ﯾﺎﺑﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻭﺍﮐﻨﺶ ﻫﺎﯼ ﻣﻨﻔﯽ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ.


➕٦.ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻣﺮﺩﻡ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻭ ﭘﯿﺶ ﺩﺍﻭﺭﯼ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﺯﯾﺮﺍ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﺣﺪﯼ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﺮﺗﺮ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭ ﻏﯿﺎﺏ ﺍﻃﺮﺍﻓﯿﺎﻧﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﮐﻨﻨﺪ.


➕٧.ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﮐﺴﯽ ﺟﺰ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺩﺭ ﮔﺬﺷﺘﻪ مقایسه نمی کنند.





@networkplus_channel





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 60 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : رامین رهنما
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :