نتورک مارکتینگ -بازاریابی شبکه ای
راهی برای ثروتمند شدن
سه شنبه 10 اسفند 1395 :: نویسنده : رامین رهنما

‌‍ ❣یونس ابن یعقوب

از امام صادق نقل کرده است :



هر مومنے که چهل روز آسیبی به بدن آن وارد نشود،

ملعون است و دور از رحمتـــــ خـــداوند



گفتم :واقعا ملعـــــون است ؟

فرمودند :بله

گفتم :واقعـا ⁉️

باز فرمودند:بلـه



پس چون امام علیه السلام سنگینے مطلب را بر من مشاهده کردند،فرمودند:

ای یونس!

از جمله ی بلا و آسیبـــ بدن همین خراش پوست و ضربه خوردن و لغزیدن

ویڪ سختے و خطا کردن و پاره شدن بندکفش و چشـم دردو مانند اینهاست،...

نه لزوما مصیبتهای بزرگ.



مؤمن نزد خداوند با فضـیلت تر و گرامے تر از آن است که بگذارد

چـهل روز بر او بگذرد و گناهان او را پاڪ ننمایند،

ولو به یڪ غــم پنهان در دل ،

که او نفهمد این غم از کجا حاصل شده است.



به خـــــدا قسم ،

وقتے یکی آز شما سکه های درهم را در کف دستــ میشمارد

و متوجه نقصان آن شده و غصه دار میشود،سپس میشمارد و

متوجه میشود که درست بوده ،همین غصه کوتاه و گذرا...

موجب آمـرزش برخے گنـاهان اوست



الوسائل/جلد21/ص518





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 10 اسفند 1395 :: نویسنده : رامین رهنما

️ خجولی



کمتر کسی قبول می‌کند که «خجول» است!

ولی من به شما اطمینان می‌دهم که: من و شما و بسیاری از مردم جامعه، همه به نوعی «خجول» هستیم.



«خجولی» رفتاری نیست که کلِ سیستمِ فکری و روانیِ انسان را تحت‌الشعاع قرار دهد.

ممکن است من در معاملات روزمره‌ام خیلی هم صریح و بدون فشار کار کنم اما اگر بخواهم به فرزندم بگویم پول ندارم، خجول باشم. یا اگر بخواهم بروم جایی پولی بگیرم، خجول باشم. یا اگر جایی بخواهم چانه بزنم، خجول می‌شوم؛ احساس می‌کنم که نمی‌توانم حرف بزنم.



اگر نتایج حاصل از ضرر و زیان خجولی را اندازه بگیریم، خواهیم‌دید که:

میلیاردها دلار در سال، ضرر و زیانِ خجولی را می‌دهیم. میلیون‌ها ساعت وقتِ مفید از بین می‌رود. چرا که من نتوانسته و نمی‌توانم حرفم را بزنم. و چون نمی‌توانم حرفم را بزنم، دلایلی برای توجیه خود می‌آورم! چرا؟!



هر شخصی ظرفیت دارد. وقتی توقعاتی که از دیگری داریم از ظرفیتش فراتر رود، نمی‌تواند انجام دهد. احساس بدی نسبت به خود پیدا خواهد کرد، قصد دارد موضوع را به شما بگوید اما نمی‌تواند!

یا وقتی شخصی از ما درخواستی دارد و ما می‌گوییم «چشم» اما انجام نمی‌دهیم! چرا؟ چون خجالت می‌کشیم بگوییم: «نه».



از جمله آموزش‌های بنیادی و اساسی این است که:

هر فردی اول باید خودش را موظف کند که یاد بگیرد از شرِ خجولی رهایی یابد. آگاه شود که «خجولی» از کجا و چرا ایجاد می‌شود؟ و آگاه باشد که چقدر این موضوع او را آزار می‌دهد؟ و در نهایت چطور می‌تواند آن را برطرف کند؟



#آموزشی

#خجولی

#ستاره_های_نتورک_ایران

.







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 10 اسفند 1395 :: نویسنده : رامین رهنما

حــق مــادر



اما حق مادر برتو آنست كه بدانی او حمل كرده است ترا نه ماه طوریكه هیچ كس حاضر نیست این چنین دیگری را حمل كند و به تو شیره جانش را خورانده است قسمی كه هیچ كس دیگر حاضر نیست اینكار را انجام دهد و با تمام وجود ؛



با گوشش چشمش ؛ دستش ؛ پایش ؛ مویش ؛ پوست بدنش و جمیع اعضا و جوارحش ترا حمایت و مواظبت نموده است و اینكار را از روی شوق و عشق انجام داده و رنج و درد و غم و گرفتاری دوران بارداری را به خاطر تو تحمل نموده است ؛



تا وقتی كه خـدای متعال ترا از عالم رحم به عالم خارج انتقال داد .

پس این مادر بود كه حاضر بود گرسنه بماند و توسیر باشی ؛برهنه بماند و تو لباس داشته باشی ؛ تشنه بماند و تو سیراب باشی ؛ در آفتاب بنشیند تا تو در سایه او آرام استراحت كنی ؛ ناراحتی را تحمل كند تا تو در نعمت و آسایش به زندگی ادامـه داده و رشد نمائی و در اثر نوازش او به خواب راحت و استراحت لذیذ دست یابی .



شكم او خانهء تو و آغوش او گهواره تو و سینه او سیراب كننده تو و خود او حافظ و نگهدارنده تو بود ؛ سردی و گرمی دنیا را تحمل میكرد؛ تا تو در آسایش و ناز و نعمت زندگی كنی .



پس شكر گزار مادر باش به اندازهء كه برای تو زحمت كشیده است؛ و نمی توانی از او قدر دانی نمائی مگر به عنایت و توفیق خداوند متعال .



رساله حقوق امام سجاد (علیه السلام)

_________________





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 10 اسفند 1395 :: نویسنده : رامین رهنما

داستان کوتاه پند آموز



پیرمردی بود که پس از پایان هر روزش از درد و ازسختیهایش مینالید،،،

دوستی، از او پرسید: این همه درد چیست که از آن رنجوری،،؟؟



▪️پیرمرد گفت: دو باز شکاری دارم، که

باید آنها را رام کنم، دو تا خرگوش هم دارم که باید مواظب باشم، بیرون نروند،



▫️دوتا عقاب هم دارم که بایدآنهارا

هدایت و تربیت کنم، ماری هم دارم که آنرا حبس کرده ام، شیری نیز دارم که همیشه، باید آنرا در قفسی آهنین، زندانی کنم، بیماری نیز دارم که باید از او مراقبت

کنم،، و در خدمتش باشم،،



▪️مردگفت: چه مےگویی، آیا با من شوخی میکنی؟ مگر مےشود انسانی اینهمه حیوان را با هم در یکجا، جمع کند و مراقبت

کند!!؟ پیرمرد گفت: شوخی نمےکنم، اما

حقیقت تلخ و دردناکیست،



آن دو باز چشمان منند،

که باید با تلاش وکوشش ازآنها مراقبت

کنم،،



آن دو خرگوش پاهای منند،

که باید مراقب باشم بسوی گناه

کشیده نشوند،



آن دوعقاب نیز، دستان منند،

که بایدآنها را به کارکردن، آموزش دهم

تا خرج خودم و خرج دیگر برادران

نیازمندم را مهیا کنم،



آن مار، زبان من است،

که مدام باید آنرا دربند کنم تا مبادا

کلام ناشایستی ازاو، سر بزند،



شیر، قلب من است که با وی همیشه

درنبردم که مبادا،،کارهای شروری

از وی سرزند،



و آن بیمار، جسم وجان من است،

که محتاج هوشیاری، مراقبت و

آگاهی من دارد،



این کار روزانه من است که اینچنین

مرا رنجور کرده و امانم را بریده.



___________________

@mojtahedie





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 10 اسفند 1395 :: نویسنده : رامین رهنما

یـــــــ❗️ــــک تلنــــــ⚠️ـــــگر



⚠️هیچ کس به من نگفت





هیچ کس به من نگفت:که رمز دیدار شما، پاکی و دوری از گناه است..به ما نگفتند که در دیدار علی بن مهزیار اهوازی که بیست سال به انتظار ایستاد تا شما را ملاقات کند به او فرمودی که علت دوری شما از ما، چند گناهی بود که انجام می‌دادی.



و فرمودی که علت در پشت پرده بودن ما، اعمال بد شما شیعیان است و اگر شما پیمان پاکی که با امامان خود بسته بودید را فراموش نمی‌کردید، پرده‌ها کنار می‌رفت.



کاش به ما گفته بودند که چشم پاک، سزاوار سیمای پاک است نه چشمی که به هر کس و ناکس نگاهی انداخته و زلف پریشان دیگران را خیره شده، کجا این چشم می‌تواند خال مشکین صورت شما را مشاهده کند؟!!



مگر اینکه با باران اشک، آن آلودگی‌ها را شستشو دهد و به کنترل در آورد چشمی را، که وظیفه اش کرنش است در هنگام روبرو شدن با نامحرم.



به ما نگفتند که سید بن طاووس و شیخ مفید و سید مهدی بحرالعلوم ـ که به دیدارت نائل شدند ـ اهل گناه نبودند، یعنی ما هم باید این چنین باشیم.



کاش می‌دانستم که هر گناه، فاصله را دورتر می‌کند و هر ترک گناهی، قدمی است برای رسیدن به رضایت شما. کاش می‌دانستم که باید مایه زینت شما باشم نه باعث شرمساری.



گفتم شبی به مهدی اذن نگاه خواهم

گفتا که من هم از تو ترک گناه خواهم



کتاب "هیچکس به من نگفت"

✍نویسنده :حسن محمودی



#تلنگر

#هیچ_کس_به_من_نگفت

ا___________________





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 10 اسفند 1395 :: نویسنده : رامین رهنما

تشــــــ️ــــــرفـــــــــــات...



◀️جلوه های محبت یار



⬅️ﻧﺎﻣﻴﺪﻥ (ﻳﺎﺩ ﻛﺮﺩﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺪﺍﺭﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ)



ﻧﺎﻡ ﻫﺮ ﻛﺲ، ﻋﺎﻃﻔﻲ ﺗﺮﻳﻦ، ﺷﺨﺼﻲ ﺗﺮﻳﻦ ﻭ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻠﺎﻗﻪ ﺗﺮﻳﻦ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻱ ﻫﺮ ﻛﺲ ﺍﺳﺖ. ﺁﻥ ﮔﺎﻩ ﻛﻪ ﻧﺎﻡ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻣﻲ‌ﺧﻮﺍﻧﻨﺪ، ﭼﻪ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﺎﻳﻪ ﻱ ﺷﺎﺩﻣﺎﻧﻲ ﻭ ﺳﺮﻭﺭ ﻣﺎ ﻣﻲ‌ﮔﺮﺩﺩ. ﻫﺮ ﭼﻪ، ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ ﻱ ﻣﺎ، ﻣﺤﺒﻮﺏ ﺗﺮ ﻭ ﺯﻳﺒﺎﺗﺮ، ﺷﻨﻴﺪﻥ ﺻﺪﺍﻱ ﺩﻝ ﺭﺑﺎﻱ ﺍﻭ ﻭ ﺷﻨﻴﺪﻥ ﺍﺳﻢ ﻭ ﻧﺎﻡ ﺧﻮﺩ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ ﺍﻭ ﺩﻝ ﭘﺬﻳﺮﺗﺮ ﻭ ﺳﺮﻭﺭ ﺍﻧﮕﻴﺰﺗﺮ.



ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﻲ ﭼﻪ ﺍﺑﺘﻬﺎﺟﻲ ﺩﺍﺭﺩ ﺁﻥ ﻛﻪ ﻧﺎﻡ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ ﺧﺪﺍﻱ ﻋﺎﻟﻢ ﻣﻲ‌ﺷﻨﻮﺩ: ﺳﻠﺎﻡٌ ﻋﻠﻲ ﺇﺑﺮﺍﻫﻴﻢ، ﺳﻠﺎﻡٌ ﻋﻠﻲ ﻧﻮﺡ، ﺳﻠﺎﻡٌ ﻋﻠﻲ ﺁﻝ ﻳﺎﺳﻴﻦ،.... ﻣﻬﺪﻱ (ﻋﺞ) ﻫﻤﻪ ﻱ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﺑﻮﻳﮋﻩ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﻴﻚ ﻣﻲ‌ﺷﻨﺎﺳﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻧﺎﻡ ﺗﻚ ﺗﻚ ﺁﻧﺎﻥ ﺁﺷﻨﺎﺳﺖ.



ﻧﺎﻣﻪ ﻱ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻣﺎ، ﻫﺮ ﻫﻔﺘﻪ، ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺵ ﻋﺮﺿﻪ ﻣﻲ‌ﺷﻮﺩ. ﺍﻭ، ﻫﺮﮔﺰ، ﻳﺎﺩ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﺎﻃﺮ ﻧﻤﻲ ﺑﺮﺩ (ﻭﻟﺎ ﻧﺎﺳﻴﻦ ﻟﺬﻛﺮﻛﻢ). ﭼﻪ ﺷﻌﻒ ﺍﻧﮕﻴﺰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺳﺮﺯﻣﻴﻨﻲ ﻏﺮﻳﺐ، ﻳﻜﻪ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺁﻥ ﺟﺎ ﻛﻪ ﺭﺍﻩ ﺭﺍ ﮔﻢ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻱ، ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ، ﻛﺴﻲ ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺁﺷﻨﺎ، ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ، ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻧﮕﺎﻩ ﺍﺵ ﺑﻨﺸﺎﻧﺪ.



ﺭﻭﺯﻱ ﺁیت ﺍﻟﻠﻪ ﺍﻟﻌﻈﻤﻲ ﺑﻬﺎﺀﺍﻟﺪﻳﻨﻲ ﮔﻔﺖ: «ﺍﻣﺴﺎﻝ، ﺩﺭ ﻣﻜّﻪ ﻱ ﻣﻌﻈّﻤﻪ ﺩﺭ ﻣﺠﻠﺴﻲ ﻛﻪ ﺁﻗﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ (ﻋﺞ) ﺗﺸﺮﻳﻒ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ، ﺍﺳﻢ ﺍﻓﺮﺍﺩﻱ ﺑﺮﺩﻩ ﺷﺪ ﻛﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻨﺎﻳﺖ ﺁﻗﺎ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﺣﺎﺝ ﺁﻗﺎ ﻓﺨﺮ ﺑﻮﺩ.



ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻗﺎ ﻓﺨﺮ ﺭﺳﺎﻧﺪﻡ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ: «ﭼﻪ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻱ ﻛﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻨﺎﻳﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﻭﺍﻗﻊ ﺷﺪﻩ ﺍﻱ؟ » ﮔﺮﻳﻪ ﻛﺮﺩ ﻭ ﭘﺮﺳﻴﺪ: «ﺁﻗﺎﻱ ﺑﻬﺎﺀﺍﻟﺪﻳﻨﻲ ﻧﮕﻔﺖ ﭼﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﺧﺒﺮ ﺑﻪ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺭﺳﻴﺪﻩ ﺍﺳﺖ؟ » ﮔﻔﺘﻢ: «ﻧﻪ». ﺣﺎﺝ ﺁﻗﺎ ﻓﺨﺮ ﮔﻔﺖ: «ﻣﻦ، ﻛﺎﺭﻱ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ، ﺟﺰ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﻣﻦ، ﻋﻠﻮﻳﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻓﻠﻴﺞ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﮔﻴﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺗﻤﺎﻡ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺧﻮﺩ ﺑﺮ ﻋﻬﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ، ﺣﺘّﻲ ﺣﻤﺎﻡ ﻭ ﺷﺴﺖ ﻭﺷﻮﻱ ﺍﻭ ﺭﺍ. ﻣﻦ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﻲ‌ﻛﻨﻢ، ﺧﺪﻣﺖ ﺑﻪ ﻣﺎﺩﺭ، ﻣﺮﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻨﺎﻳﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ». ﻟﻠﺄﺥ ﺍﻟﺴﺪﻳﺪ ﻭﺍﻟﻮﻟﻲّ ﺍﻟﺮﺷﻴﺪ ﺍﻟﺸﻴﺦ ﺍﻟﻤﻔﻴﺪ ﺃﺑﻲ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﻣﺤﻤّﺪ ﺑﻦ ﻣﺤﻤّﺪ ﺑﻦ ﺍﻟﻨﻌﻤﺎﻥ، ﺃﺩﺍﻡ ﺍﻟﻠّﻪ ﺇﻋﺰﺍﺯﻩ.



برگرفته از" کتاب میر مهر"

✍مسعود پورسعید آقایی



#تشرفات

ا___________________





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 9 اسفند 1395 :: نویسنده : رامین رهنما

حدیـــــــــــث مهـــــــدوے



چگونگی اموال بیت المال توسط صاحب الزمان(عج)



✍امام باقر (ع) می فرماید:



« مهدی (علیه السّلام) امکانات عمومی و اموال بیت المال را میان مردم چنان به تساوی قسمت می کند که دیگر نیازمندی یافت نمی شود تا به او زکات دهد .



اصحاب زکات (که باید زکات بپردازند) ، اموال خود را به پیش نیازمندان شیعه می آورند و آنان نمی پذیرند .



ثروتمندان التماس می کنند و در اطراف خانه آنان می چرخند ، ولی آنان از منازل خود بیرون می آیند و می گویند ما دیگر نیازی به درهم های شما نداریم.



بحارالأنوار، ج52، ص390.



ألـلَّـھُــــــمَــ؏ َـجــــــــــِّـلْ لِوَلــــــیِـڪْ ألــــــــــْـفـــــَـرَج



#حدیث_مهدوی

ا___________________





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 8 اسفند 1395 :: نویسنده : رامین رهنما

✯✪ ۱۵ عقوبت سبک شمردن نماز ✯✪



✦ حضرت زهرا سلام الله علیها از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، سوال کرد: کسی که نمـازش را سبک می شمارد چه زن باشد و چه مرد باشد، چه هست بر ایشـان.



✦ فرمود: یا فاطمه کسی که نمازش را سبک بشمارد از مردها و زنها، خـدا او را به ۱۵ خصلت مبتلا مے‌کند ( خیلی تهدید کننده است )،



شش تا در زندگـی دنیــــا



و سه تا در وقت مـرگ



و سه تا در قبـر و بـرزخ



و سه تای دیگر در قیامت است وقتی از قبرش خارج می‌شود.



✅ اما شش خصلتی که خدا پیش می‌آورد در دنیا برای کسانی که نمــاز را کوچک می شمارند✅



①⇜خدا برکت را از عمر او بر مےدارد



②⇜برکت را از روزیشــان هم بــر می‌دارد.



③⇜خدای متعال سیمـای صالحان را ازاو بر مےگیرد



④⇜هر عملی کہ انجام مےدهد از اعمال خیر و عبادات، اجری به آن داده نمے‌شود.



⑤⇜دعای او مستجاب نمےشود.



⑥⇜از دعای صالحان هم بی بهره مےشود



✅ سه بلای هنگام مردن ✅



①⇜ با ذلت و خوری مےمیرد.



②⇜با گرسنگی مےمیرد



③⇜با تشنگی و حالت عطشِ او طوری است که اگر از نهرهای دنیا بیاشامد سیراب نمےشود.



✅سه بلایی که در قبر به او مےرسد✅



①⇜ مَلکی در قبر او گماشته مےشود که او را زجر مےدهد.



②⇜ قبر برایش تنگ مےگردد.



③⇜ قبرش تاریک و در ظلمت است



✅ سه بلای روز قیامت ✅



①⇜ مَلکی او را بر صورتش می کشاند و مردمان به او می نگرند.



②⇜دیگر آن که در حسابش سخت گیری مےشود.



③⇜خداوند نظر رحمت به او نمےفرماید و او را پاکیزه نمےکند و برایش عذاب دردناکی است.



کتاب صلوات مستدرک نقل از فلاح السائل سیدبن طاووس.



✾ ڪانال آیتــ الله مجتهدے تهرانے(ره)✾



___________________





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 8 اسفند 1395 :: نویسنده : رامین رهنما

«مـوعظه شـیــــطان»



پس از آنکه حضرت نوح علیه السلام قوم گنه کار خود را نفرین کرد و طوفان همه آنها را از بین برد، ابلیس نزد او آمد و گفت : تو بر گردن من حقی داری که می خواهم آن را ادا کنم!



نوح گفت : چه حقی؟!

.خیلی بر من سخت و ناگوار است که من بر تو حقی داشته باشم!



▪️ابلیس گفت : همان که تو بر قومت نفرین کردی و همه آنها به هلاکت رسیدند و دیگر کسی نمانده که من او را گمراه سازم! بنابراین تا مدتی راحت هستم تا نسل دیگری بیاید!



نوح فرمود : حالا می خواهی چه جبرانی کنی؟!



ابلیس گفت :

✅در سه جا مراقب حیله من باش!



➊هنگامی که خشمگین شدی!

➋هنگامی که بین دو نفر قضاوت می کنی!

➌هنگامی که با زن نامحرم خلوت می کنی و هیچ کس نزد شما دو نفر نیست!



در چنین مواقعی به یاد من باش که کار خود را خواهم کرد.



بحارالانوار ج۱۱ ص۳۱۸



___________________





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 8 اسفند 1395 :: نویسنده : رامین رهنما

دقت کردید؟



انسانهای صادق به صداقت حرف هیچکس شک نمیکنند و حرفِ همه را باور دارند. انسانهای دروغگو تقریبا حرف هیچکس را باور ندارند و معتقدند که همه دروغ میگویند.



انسانهای امیدوار همواره در حال امیدوار کردن دیگرانند. انسانهای نا امید همیشه ناامیدانه سخن می گویند.



انسانهای حیله گر معتقدند که همه مشغول توطئه هستند. انسانهای شریف همه را شرافتمند میدانند.



انسانهای بزرگوار بیشترین کلامشان، تشکر از دیگران است. انسانهای تنگ نظر هرکاری برای هرکس انجام دهند، چندین برابر می بینندش.



انسانهای پرتوقع انتظار دارند همه در مقابل حرف هایشان بگویند چشم. انسانهای حسود همیشه فکر میکنند که همه به آنها حسادت میکنند.



انسانهای دانا در جواب بیشتر سوالات میگویند: نمیدانم. انسانهای نادان تقریبا در مورد هر چیزی میگویند: من میدانم!!!



با دانستن خصلت های غیر خوب آنها را از خود دور کنیم تا سلامت و زیبایی مان درونی باشد.



__________________





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 8 اسفند 1395 :: نویسنده : رامین رهنما

پرســـ❓ــش و پاســـــــخ مهــــــدوے



⁉️در آخرالزمان اوضاع جوانان چگونه خواهد بود؟



️در مصاف تاریخی حق و باطل دو گونه جامعه وجود دارد، یکی جامعه موجود آخرالزمان با منفی‌ترین نمره‌ای که می‌گیرد و دوم آرمان‌شهر زیبای ظهور با بالاترین نمره‌ای که می‌توان فکر کرد، عصر آخرالزمان، جامعه جانکاه امروزی است و آرمان‌شهر ظهور، جامعه آرمانی آرزوهای فردا است، با تمام مشکلات عصر غیبت باید توجه داشت امام مهدی(عج) انسان‌های عالم را سرپرستی می‌کند و هر کس استعداد هدایت داشته باشد، تحت توجهات او هدایت می‌شود، حتی برای جبهه باطل، تمام توان حضرت در جهت سرپرستی و هدایت عالم صرف می‌شود.



از آنجا که جوانان به طور فطری شیفته نیکی و فضیلت هستند، منحرفان اخلاقی و طرفداران ولنگاری نمی‌توانند با این امر فطری به راحتی مقابله کنند، به همین دلیل با دسیسه‌های فراوان دست به گسترش امور ضد ارزش پرداخته، منکرها را معروف و معروف‌ها را منکر قلمداد می‌کنند تا با تغییر ظاهر مسائل، جوانان را فریفته و از ارزش‌های اصیل انسانی دور کنند.



️از سوی دیگر جوانی دوران طغیان، شورش، بی‌قراری و تندروی است، تمام انسان‌ها در سنین مختلف طعمه احساسات و تمایلات نفسانی قرار می‌گیرند، ولی خطر طغیان احساسات برای نسل جوان از سایر طبقات بیشتر است، البته جوانی که آلوده گناه می‌شود، یکی از زیباترین و بهترین فرصت‌های دینی را پیش‌روی خود دارد که با ورود به آن جبران آلودگی می کند، توبه، درخواست عفو و گذشت الهی، تمام کارها و اهداف شیاطین را درهم فرو می‌ریزد،



☀️امام زمان(عج) هم در حق جوانان از خداوند متعال می‌خواهد توفیق بازگشت و توبه را به جوانان ارزانی بدارد: خدایا به جوانان توفیق توبه و انابه عنایت فرما.



#پرسش_پاسخ_مهدوی

#استاد_نصوری

ا____________________





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 7 اسفند 1395 :: نویسنده : رامین رهنما



☀️ امام سجاد(ع) فرمودند:



«در قائم ما شش نشانه از شش پیامبر هست، نشانی از حضرت نوح، نشانی از حضرت ابراهیم، نشانی از حضرت موسی، نشانی از حضرت عیسی، نشانی از حضرت ایوب، و نشانی از حضرت محمد که درود خداوند بر آنها باد.



نشانه ‏ی او از حضرت نوح، عمر طولانی اوست.

نشانه‏ ی او از حضرت ابراهیم، تولد پنهانی و کناره‏گیری او از میان مردم است.

نشانه‏ ی او از حضرت موسی، ترس و وحشت و غیبت اوست.

نشانه‏ ی او از حضرت عیسی، اختلاف مردم در حق اوست.

نشانه‏ ی او از حضرت ایوب، فرج بعد از شدت است.

و اما نشانه‏ ی او از حضرت محمد صلی الله علیه و آله قیام به شمشیر اوست»



منابع

المحجة البیضاء ج4 ص338

کمال الدین ج 1 ص ۳۲۲





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 7 اسفند 1395 :: نویسنده : رامین رهنما

.

"مرد" را به عقلش بنگر نه به "ثروتش" !

"زن" را به وفایش بنگر نه به "جمالش" !



"دوست" را به محبتش بنگر نه به "کلامش" !

"عاشق" را به صبرش بنگر نه به "ادعایش" !



"مال" را به برکتش بنگر نه به "مقدارش" !

"خانه" را به آرامشش بنگر نه به "بزرگیش" !



"دل" را به پاکیش بنگر نه به "صاحبش" !

"فرزند" را به ایمانش بنگر نه به "وفا داریش"!



"پدر و مادر" را فقط؛ "بنگر"

هر چه بیشتر "بهتر" !



رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: نظر الولد الی والدیه حباً لهما عبادة؛ تحف العقول، ص ۴۴



«نگاه با محبت به پدر و مادر، عبادت است.»

___________________





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 7 اسفند 1395 :: نویسنده : رامین رهنما

#دانستنی_های_مرگ ۱۹



محشور شدن گنهــکاران



امام زین العابدین علیہ السلام فرمودند: مردم در زمان ما شش گروه اند: شیر، گرگ، روباه، سگ، خوک و گوسفند.



اما شیر، حاکمان و پادشاهانی هستند که دوست دارند بر هر کسی مسلط باشند و ظلم کنند، ولی احدی در برابر فسادشان ایستادگی نکند؛



و اما گرگ، تجاوز و کسبه ای هستند که در وقت خریدن جنس، آن را مذمت می کنند تا ارزان تر بخرند، ولی برای فروش، آن را می ستایند تا گران تر بفروشند،



اما روباه، کسانی هستند که دین را وسیله ای برای دنیاشان قرار داده اند، و آنچه را به زبان می آورند، در دل قبول ندارند،



اما خوک ها، مردانی که شبیه زن هستند که رفتار زنانه دارند و همچنین کسانی که ذلیل و اسیر شهوتند و به هر عمل زشتی که دعوت می شوند، پاسخ مثبت می دهند.



اما سگ، انسان بد زبان و فحاش است، به طوری که مردم از ترس زبانش او را احترام می کنند. (در واقع کسی که جلوی زبانش را نمی گیرد و حرف های زشت از دهانش بیرون می آید و مردم از ترس این که مبادا به آنها فحش دهد یا بد زبانی کند او را احترام می کنند، و یا این که در منزل همیشه سر و صدا می کند و سر زن و بچه هایش داد و فریاد می کشد، این شخص گر چه در ظاهر شکل آدم است ولی در باطن سگ است و خوی و خصلت آن را دارد و در روز قیامت به صورت سگ وارد صف محشر می شود.)



اما گوسفند، شخص با ایمانی است که مانند گوسفند افراد شرور موی او را می بُرند، گوشت او را می خورند و استخوانش را می شکنند



خصال شیخ صدوق (ره)، ابواب ششگانه



___________________





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 6 اسفند 1395 :: نویسنده : رامین رهنما

【❥◆ #درس_اخلاق ◆❥】



▫️سال خمسی داشته باشید▫️



✸ همه‌تان باید سال خمسی داشته باشید. نگویید من ندارم، شاید پارسال یک همچین شبی پول داشتی، اما امسال هزارتومن زیاد داری، باید دویست تومانش را به عنوان خمس بدهی. آشیخ محمدحسین زاهد رحمةالله هر شب خمس مالش را می داد. نفت فروشی داشت در بازار، کاسبی می کرد، حساب می کرد که امشب باید دو هزار تومن خمس بدهم، آن را کنار مےگذاشت. چون که شب به شب باید خمس بدهیم، منتها ارفاق داده اند تا یکسال مےتوانی عقب بیندازی.



✸ الان رفتی بازار کاسب شدی، این اول سال است تا یکسال نان و آبت خمس ندارد، مشهد بروی ، کربلا بروی، جهاز دختر بدهی، خمس ندارد. بعد یک سال ببین چقدر موجودی داری، اگر دیدی صد هزارتومان داری، باید بیست هزار تومان آن را خمس بدهی. اگر ده هزار تومان داری باید دو هزار تومان خمس بدهی.



✸ وقتی دو هزار تومان را دادی، در دفترت مےنویسی، موجودی هشت هزار تومن،آن وقت سال دیگر باز حساب مےکنی، اگر به هشت هزار تومن اضافه شده، مثلا ده هزار تومان اضافه شده، آن ده هزتر تومان ، دو هزار تومن خمس دارد. این طوری است . باید حساب داشته باشی. بعضی ها مےگویند: من ندارم، همیشه بدهکار هستم. چی؟



✸ پنجاه سال پیش من در تهران یک اتاق اجاره کرده بودم، هوا هم گرم بود. آسید مرتضی لنگرودی رحمةالله امام جماعت مسجد حاج ابوالفتح بودند، ایشان می خواستند با پسرشان به لنگرود بروند. پسرش به من گفت : « شما در منزلتان ناراحت هستید ، این دو سه ماهی که ما به لنگرود می رویم، شما به منزل ما بروید» منزل آنها حیاط بزرگی داشت و باغچه و حوض و زیرزمین و خنک بود. آن موقع کولر و پنکه نبود، اما زیر زمین خنکی داشت، ما دو سه ماهی آنجا بودیم.



✸ پسرشان یک نامه از لنگرود برای من نوشت که پدرم از شما تقاضا کرده است که از پله های پشت بام بالا بروید، ببینید چند تا گوله خاک ذغال آن بالا زیاد،آمده است. پارسال که ما کرسی گذاشتیم، مقداری از گوله ها زیاد آمده است. ما رفتیم و گوله ها را شمردیم، دیدیم مثلا پانزده تا گوله است، سه تا را باید بعنوان خمس می داد، اگر خودش را نداشت باید پولش رو مےداد.



✸ یک آیت الله نامه می دهد که ببیند چند گوله خاکه روی پشت بام زیاد آمده است. قدیم خاک ها را الک مےکردند، بعد با آب آن را مثل کوفته گوله مےکردند. زن ها که مےخواستند کرسی را آتش کنند، خاکسترها را هم می زدند و یک گوله وسط مےگذاشتند، بعد آتش را با خاک انداز روی گوله می انداختند. دور گوله خاکستر بود. بخاری نبود، گاز نبود، کرسی بود، هفت هشت نفر زیر کرسی مےخوابیدند.



منبع: ڪتاب #بدیع_الحکمة حکمت ۳۱ از مواعظ آیت الله مجتهدے تهرانۍ(ره)



_________________





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 69 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : رامین رهنما
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :